هجدهمين وصف مىفرمايد : « او همچنان در اين راه به پيش رفت تا شعلهء حق را براى طالبانش برافروخت و راه را براى ناآگاهان روشن ساخت ، دلهايى كه در فتنهها و گناهان فرو رفته بود ، به بركت وجودش هدايت شد » حتّى أورى « 1 » قبس « 2 » القابس ، و أضاء الطّريق للخابط ، « 3 » و هديت به القلوب بعد خوضات « 4 » الفتن و الآثام .
اين سخن اشاره به پيشرفت سريع اسلام ، در تمام جهات و روشن شدن « جزيرهء عربستان » كه مهد كفر و شرك و كانون جهل و جنايت بود ، مىباشد كه هر كس كمترين اطلاعى از تاريخ اسلام داشته باشد ، آن را تصديق مىكند و حتّى دشمنان اسلام نيز به آن معترفند .
سپس در نوزدهمين وصف از اوصاف كريمهء آن حضرت ، مىافزايد : « او پرچمهاى آشكار كنندهء حق را برافراشت و احكام نورانى اسلام را برپا ساخت » « و أقام بموضحات الأعلام ، و نيّرات الأحكام » .
در حقيقت براى اينكه رهروان راه حق گرفتار خطا و اشتباه نشوند و به بيراهه نروند ، بايد پرچمها و علايم راهنمايى ، در جاى اين طريق نصب شود و چراغهاى نورانى تمام جادّه را به هنگام تاريكى روشن كند و اين همان كارى بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله انجام داد و براى هر حقّى نشانهاى قرارداد و پاسدارانى تعيين فرمود .
بسيارى از احكام مانند نمازهاى پنجگانهء يوميّه و نماز جمعه - با آن مراسم ويژه -
هامش
( 1 ) « أورى » از مادّهء « ورى » ( بر وزن نفى ) به معناى روشن شدن آتش است . بنابراين ، « اورى » كه فعل متعدّى است ، به معناى بر افروختن مىآيد .
( 2 ) « قبس » ( بر وزن قفس ) به معناى آتش مختصرى است كه از مجموعهاى جدا مىشود .
( 3 ) « خابط » از مادّهء « خبط » ( بر وزن ضبط ) به معناى حركت كردن در مسير نادرست است و همچنين به معناى عدم تعادل به هنگام راه رفتن يا برخاستن آمده است .
( 4 ) « خوضات » جمع « خوضه » از مادّهء « خوض » ( بر وزن حوض ) در اصل به معناى وارد شدن تدريجى در آب و راه رفتن و شنا كردن در آب است . سپس به عنوان كنايه به معناى ورود يا شروع به كار ، يا سخنان زشت و ناپسند آمده است .