تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
باشد ، همه چيز را از آن او بداند و چشم و گوش بر امر و فرمانش نهد ، حتّى اموالى را كه ظاهرا ملك او است ، امانت الهى در دست خود بشمرد و حداكثر تلاش را در جلب رضاى او انجام دهد و در عين حال خود را به او بسپارد ، همان گونه كه اميرمؤمنان عليه السّلام به پيشگاه خداوند عرض مىكند : « إلهي كفى بي عزّا أن أكون لك عبدا و كفى بي فخرا أن تكون لي ربّا ، خدايا اين عزّت براى من بس است كه بندهء تو باشم و اين افتخار براى من كافى است كه تو پروردگار من باشى » « 1 » . در سومين توصيف به مسأله خاتميّت اشاره مىكند و مىفرمايد « پيامبرى كه خاتم پيامبران پيشين بود » الخاتم لما سبق . در صورتى كه ما در اينجا به معناى « ذوى العقول » باشد اشاره به پيامبران پيشين است ، كه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله « خاتم النّبيين » بود . و اگر به معناى « ذوى العقول » نباشد ، اشاره به پايان گرفتن شرايع پيشين ، به دست پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله است . و در چهارمين و پنجمين توصيف مىفرمايد : « كسى كه درهاى بسته را گشود و حقّ را با حقّ آشكار ساخت » ( و الفاتح لما انغلق ، و المعلن الحقّ بالحقّ ) . منظور از پيچيدگىها و درهاى بسته ، ابواب علوم و دانشها و مسايل پيچيدهء اخلاقى و اجتماعى انسانها است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با دين و آيين و هدايت‌هاى خود ، آنها را به روى انسانها باز كرد و منظور از آشكار ساختن حق به حق ، ممكن است اشاره به معجزات باشد كه حقّانيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را تبيين كرد و يا اشاره به بيانات منطقى او باشد كه حقايق را شرح داد و يا اشاره به جنگ‌ها و غزواتى است كه دشمنان حق را كنار زد تا مردم چهرهء حق را ببينند و يا روشن ساختن حقايق به قرينه يكديگر مىباشد همان گونه كه آيات قرآن را به كمك يكديگر تفسير مىكنند ، هيچ مانعى ندارد كه تمام معانى چهارگانه فوق ، در اين جمله جمع باشد .
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، جلد 74 ، صفحهء 400 .