حركت ، يكسان نيستند و قراين نشان مىدهد ، مردم عراق و كوفه در آن عصر و زمان از گروه دوم بودند و به اصطلاح « تا سخنى گفته نشود كه به رگ غيرت آنها بخورد » به حركت در نمىآيند و اميرمؤمنان على عليه السّلام با شناختى كه از آنان داشت ، گاه از اين روش استفاده مىكرد و آنها را زير رگبار ملامتها و سرزنشها مىگرفت ، تا به خطراتى كه در پيش روى دارند ، توجّه كنند و در برابر دشمن به پا خيزند .
ديگر اينكه : امام اين سخنان را براى ثبت در تاريخ بيان فرموده ، تا آيندگان در قضاوت خود گرفتار خطا و اشتباه نشوند و نگويند : على عليه السّلام با داشتن آن همه ياران وفادار و لشكر كارآمد ، چه شد كه نتوانست بر معاويه پيروز گردد و شرّ ظالمان را از سرزمين اسلامى براندازد ، تا جهان اسلام بدست بىرحمترين حكّام و دور افتادهترين آنها از آيين اسلام ، نيفتد .
در واقع « على عليه السّلام » بىگناهى خود را در اين خطبهها بيان مىكند و مىگويد : « از سوء اتّفاق ، من گرفتار چنين افرادى شده بودم ، افرادى كه نادانى و ناسپاسى و تلوّن و سستى خود را ، در داستان « حكمين » و مانند آن ، ظاهر ساختند ، افرادى كه غيرت دينى آنها ضعيف ، درك آنها از اسلام سطحى ، و انضباط و اطاعتشان نسبت به پيشوايشان كم بود ، همچون « سوسمار » در لانهء خود مىخزيدند و همچون « كفتار » در خانهء خود پنهان مىگشتند . مردان بزم بودند ، نه ياران رزم و به چوبهاى تيرى شبيه بودند كه نه پيكان داشت و نه پايه .
در واقع امام عليه السّلام با تشبيهات چهارگانهاى كه در تعبيرات اين خطبه بيان فرموده انگشت بر نقاط اصلى ضعف آنان مىگذارد ، در يك جا : آنها را به شتران تازهكارى تشبيه مىكند ، كه اگر اندك بارى بر آنها بگذارند ، پشتشان مجروح مىشود .
در جملهء ديگر : آنان را همانند جامهء كهنه و فرسودهاى مىشمرد ، كه اگر يك طرف آن را بدوزند ، از سوى ديگر پاره مىشود ( اين جمله اشاره به عدم مقاومت آنها در برابر حوادث سخت است ، به همين دليل به سرعت ميدان را خالى مىكردند ) .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٤٥