تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
ولى به گفتهء مرحوم مغنيه ، اين سخن ، يك پندار بىاساس بيش نيست . اهل عراق ، چه ايرادى مىتوانستند نسبت به حكومت عادلانهء على عليه السّلام بگيرند . كه آن همه كار شكنى و نفاق به خرج دادند ؟ ! ( اين ، چه هوش و كياستى است كه افراد را وادار به اختلاف و عصيان كند و نتيجه‌اش ذلّت و زبونى در برابر دشمن و سلطه آنان گردد ؟ ! ) صحيح ، همان است كه تاريخ نويسان ( قديم و جديد ) ، غالبا نوشته‌اند . از جمله به گفتهء طه حسين ، در كتاب علىّ و بنوه دستگاه معاويه ، با مكر و حيله كار مىكرد و دين و فكر مردم را با پول مىخريد ( و براى حفظ موقعيت خويش ، هر كارى را روا مىدانست ) در حالى كه على عليه السّلام اهل اين گونه زد و بندهاى سياسى نبود و حق و عدالت و دين را بر همه چيز ترجيح مىداد . بىجهت ، چيزى به كسى نمىبخشيد و اطاعت مردم را با مال خريدارى نمىكرد . شاهد گوياى اين سخن ، گفتار خود امام عليه السّلام است كه در برابر پيشنهادهاى بعضى از اطرافيان مىفرمود : « أ تأمرونى أن أطلب النّصر بالجور فيمن ولّيت عليه ؟ ! و اللّه لا أطور به ما سمر سمير و ما أمّ نجم فى السّماء نجما ، آيا به من توصيه مىكنيد كه براى پيروزى خود ، از جور و ستم در حق كسانى كه بر آنها حكومت مىكنم استمداد جويم ( و اموال بيت المال را بناحق ، به اين و آن بدهم ؟ ) به خدا سوگند ! تا جان در تن دارم و شب و روز برقرار است و ستارگان آسمان در پى هم طلوع و غروب مىكنند ، هرگز دست به چنين كارى نمىزنم . » « 1 » حضرت به كسانى كه سياست آن حضرت را با سياست معاويه مقايسه مىكردند ، مىفرمايد : « و اللّه ! ما معاوية بأدهى منّى لكنّه يغدر و يفجر و لو لا كراهية الغدر لكنت من أدهى النّاس ، به خدا سوگند ! معاويه ، از من سياستمدارتر نيست ، امّا او ( براى پيش برد اهداف شخصى خود ) ، نيرنگ مىزند و مرتكب انواع گناه مىشود و اگر از خدعه و نيرنگ بيزار نبودم ، من ، از
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 126 .