بخش دوم
ثمّ قال عليه السّلام :
أنبئت بسرا قد اطّلع اليمن و إنّي - و اللّه ! - لأظنّ أنّ هؤلاء القوم سيدالون منكم باجتماعهم على باطلهم ، و تفرّقكم عن حقّكم ، و بمعصيتكم إمامكم في الحقّ ، و طاعتهم إمامهم في الباطل و بأدائهم الأمانة إلى صاحبهم و خيانتكم ، و بصلاحهم في بلادهم و فسادكم ، فلو ائتمنت أحدكم على قعب ، لخشيت أن يذهب بعلاقته .
ترجمه
سپس چنين فرمود :
به من خبر رسيده كه بسر ( بن ارطاة ) بر يمن ، تسلّط يافته است . به خدا سوگند ! يقين دارم كه اين گروه ( ستمگر و خونخوار ) به زودى ، بر همهء شما مسلّط مىشوند و حكومت را از شما خواهند گرفت ، به خاطر اين كه ، آنها ، در امر باطل خود ، متّحدند و شما ، در امر حق خود ، پراكندهايد . شما ، از پيشواى خود ، در امر حق ، نافرمانى مىكنيد ، در حالى كه آنها ، در امر باطل ، مطيع فرمان پيشواى خويشاند . آنها ، نسبت به رئيس خود ، اداى امانت مىكنند ، در حالى كه شما ، خيانت مىكنيد . آنها ، در اصلاح شهرها و ديار خود مىكوشند ، در حالى كه شما ، مشغول فساديد ( به اين ترتيب ، آنها ، داراى اتحاد و انضباط و امانت و اصلاح در بلاد خويشاند و شما در تمام اينها ، عكس آنها هستيد . من ، چگونه مىتوانم به شما اعتماد كنم ، در حالى كه اگر قدحى را به رسم امانت به يكى از شما بسپارم ، از آن بيم دارم كه دسته ، يا بند آن قدح را بربايد . )