ترجمه
براى حكومت من ، جز كوفه كه آن را جمع مىكنم و يا مىگشايم ، باقى نمانده .
اى كوفه ! اگر تنها تو ( سرمايهء من در برابر دشمن ) باشى ، آن هم با اين همه طوفانها كه دارى ، چهرهات زشت باد ( و اى كاش تو هم نبودى ) ! سپس امام عليه السّلام به گفتهء شاعر تمثّل جست كه مىگويد :
به جان پدر نيكو كارت - اى عمرو ! - سوگند ! كه من ، تنها ، سهم اندكى از آن پيمانه دارم .
( اين كلام ، اشاره به اين دارد كه بر اثر نافرمانى و عصيان مردم كوفه و عراق ، توان من در حكومت و مبارزه با دشمن ، كاهش يافته است . )
خطبه در يك نگاه
بعضى از شارحان نهج البلاغه ، مانند ابن ابى الحديد ، عقيده دارند كه اين خطبه را على عليه السّلام بعد از صفين و موضوع حكمين و پايان يافتن كار خوارج ، ايراد فرمود و از خطبههاى آخر عمر شريف آن حضرت است . « 1 » از آن چه مرحوم سيّد رضى ، در آغاز اين خطبه نوشته نيز به خوبى استفاده مىشود كه امام ، اين خطبه را ، زمانى ايراد فرمود كه اخبار زيادى در بارهء غلبهء اصحاب معاويه بر بلاد اسلامى ، به او رسيده است . و در همين حال ، نمايندگان آن حضرت در يمن ، خدمتش رسيدند و از غلبهء بسر ( فرماندهء لشكر معاويه ) بر آن منطقهء حسّاس ، سخن گفتند .
مرحوم ابن ميثم ، در بارهء سبب صدور اين خطبه چنين مىگويد : گروهى ، در شهر صنعا ، از پيروان عثمان بودند و كشته شدن او را بسيار مهم جلوه مىدادند و بيعتشان با على عليه السّلام از روى مكر و حيله بود . در آن موقع ، فرماندار شهر صنعا ، از سوى على عليه السّلام ، عبيد اللّه بن عباس ، و فرماندهء نظامى آن شهر ، سعيد بن نمران ، بود .
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، پايان خطبه .