« آنها با چشمهاى سرخ شده به سوى تو نگاه مىكردند ، همچون نگاه بزها به كارد سلّاخ ! » ابن عباس گفت : پدرت به قربانت باز هم بگو ! او شعر ديگرى بر آن اضافه كرد :
خزر العيون نواكس ابصارهم ! * نظر الذّليل الى العزيز القاهر !
« چشمان آنها گرد و كوچك شده بود ، و نگاه خود را به زير افكنده بودند ، همچون انسان ذليلى كه در برابر شخص قوى قاهرى ، قرار مىگيرد ! » ابن عباس بار ديگر گفت : پدرت به قربانت باز هم بگو ! گفت : ديگر چيزى به خاطرم نمىآيد . ابن عباس گفت : ولى من دنبالهء آن را مىدانم .
احيائهم عار على اموالهم * و الميّتون فضيحة للغابر !
« زندگان آنها براى مردگانشان ننگ هستند و مردگانشان مايهء رسوايى بازماندگان ! » « 1 » بديهى است اينها همه در صورتى است كه سب با اراده و از روى اختيار صورت گيرد ، اما كسى را كه مجبور يا تهديد به مرگ كنند ، از اين حكم مستثنى است .
اين نكته نيز در پايان اين بحث قابل اهميت است كه « ابن ابى الحديد » در شرح نامهء 65 مىگويد : ما فرض كنيم كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به خلافت على عليه السّلام بعد از خود تصريح نكرده باشد ، آيا معاويه نمىدانست كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هزار بار ( در موارد متعدّد ) فرمود : « انا حرب لمن حاربت و سلم لمن سالمت ، من با كسى كه با تو جنگ كند اعلان جنگ مىكنم و با كسى كه با تو صلح كند اعلان صلح مىكنم . » و نيز فرمود : « حربك حربى و سلمك سلمى ، جنگ با تو جنگ با من است و صلح با تو صلح با من » « 2 » . بديهى است كسى كه با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جنگ كند يا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به او اعلان جنگ دهد مهدور الدّم خواهد بود ، بنا بر اين بر گفتار امام عليه السّلام در خطبه بالا
هامش
( 1 ) مرحوم « علامه امينى » در جلد دوم « الغدير » اين حديث را از گروهى از دانشمندان اهل سنّت مانند « محبّ الدّين طبرى » در « رياض » و « گنجى شافعى » در « كفايه » ، « حموى » در « فرائد » و « ابن صباغ مالكى » در « الفصول المهمّة » نقل كرده است ( الغدير - جلد 2 - صفحهء 300 ) براى احاطه به مدارك بيشتر در باره اين حديث نبوى ، به جلد هفدهم احقاق الحق ، صفحه 2 تا 7 و جلد 6 احقاق الحق صفحهء 423 به بعد مراجعه فرماييد .
( 2 ) شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد ، جلد 18 ، صفحهء 24 .