تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤

شرح و تفسير

قربانى بايد كامل باشد

در اين خطبه ( يا در اين بخش از خطبه ) امام وارد بيان بعضى از جزئيات و ريزه‌كاريهاى قربانى شده ، گويى مىخواهد بحثهاى كلّى خطبهء گذشته را با بحث در جزئيات ، تكميل كند و نشان دهد مردان خدا تنها به كلّيات نمىپردازند ، بلكه به تمام دستورهاى شرع ، از كوچك و بزرگ توجّه دارند . مىفرمايد : « از شرائط كمال قربانى آن است كه گوشهايش صاف و برافراشته و چشمانش سالم باشد ، بنا بر اين هرگاه گوش و چشم قربانى سالم باشد ، قربانى كامل و سالم است » ( و من تمام الأضحية « 1 » استشراف « 2 » أذنها ، و سلامة عينها ، فإذا سلمت الأذن و العين سلمت الأضحية و تمّت ) . سپس در ادامهء اين سخن مىفرمايد : « هر چند شاخش شكسته باشد و با پاى لنگ به قربانگاه آيد » ( و لو كانت عضباء « 3 » القرن تجرّ رجلها إلى المنسك ) . اين سخن با آنچه در ميان فقها معروف است و از ساير روايات معصومين استفاده مىشود كه قربانى بايد از رأس جهات نيز سالم باشد منافاتى ندارد ، چرا كه آنچه مضر به سلامت قربانى است آن است كه شاخ داخلى آن شكسته باشد و شكسته بودن شاخ بيرونى ضرر ندارد همچنين مختصر لنگى كه مانع از حركت نبوده باشد مضر نيست . در بعضى از نسخه‌هاى اين خطبه جمله‌اى در ذيل عبارت ( تجرّ رجلها الى المنسك ) آمده و آن جمله « فلا تجزى » است بنا بر اين مفهوم جمله اين مىشود كه
هامش
( 1 ) « أضحية » به معنى قربانى و در اصل از « ضحى » ( بر وزن هما ) به معنى ظهور و بروز است و صبحگاهان را از اين رو « ضحى » مىگويند كه آفتاب بالا مىآيد و ظاهر و آشكار مىشود و قربانى را از اين رو « اضحيه » مىگويند كه پس از بالا آمدن آفتاب روز عيد ، انجام مىگيرد . ( 2 ) « استشراف » از مادهء « شرف » در اصل به معنى بلندى ظاهر يا بلندى مقام آمده است و منظور از « استشراف اذن » اين است كه گوشهاى حيوان بلند و برافراشته باشد كه نشانه سلامت آن است . ( 3 ) « عضباء » از ماده « عضب » ( بر وزن عزم ) به معنى قطع كردن است و « عضباء القرن » به معنى حيوانى است كه شاخش شكسته يا قطع شده باشد و گاه به شترى كه گوشش را شكاف داده باشند « ناقه عضباء » گفته مىشود .