دلهاى شما به كلّى آب شود و چشمهايتان از شدّت شوق به خدا و يا از خوف او ( به جاى قطرات اشك ) خون ببارد ، سپس تا پايان دنيا زنده بمانيد و تا آنجا كه در توان داريد در اطاعت خدا تلاش و كوشش كنيد ، باز اعمالتان پاسخگوى نعمتهاى عظيم الهى بر شما نيست ، به ويژه نعمت هدايت شما به سوى ايمان ( بنا بر اين به اعمال ناچيز خود مغرور نشويد و بدانيد همهء آنها در برابر نعم الهى همچون قطرهاى است در برابر دريايى عظيم و ژرف ) .
و تاللّه لو انماثت قلوبكم انمياثا « 1 » ، و سالت عيونكم من رغبة إليه و رهبة منه دما ، ثمّ عمّرتم في الدّنيا ، ما الدّنيا باقية ، ما جزت أعمالكم عنكم - و لو لم تبقوا شيئا من جهدكم - أنعمه عليكم العظام ، و هداه إيّاكم للإيمان .
در واقع امام عليه السّلام با بيانى عميق و زيبا بالاترين تلاش انسان را از نظر كميت و كيفيت در طريق اطاعت پروردگار تشريح كرده ، از نظر كيفيت تا آن حد كه تمام وجود انسان در مسير طاعت ذوب شود و تمام ذرّات جسمش فرياد كشد و روحش در اوج آسمان عبوديت تا آنجا كه در توان انسان است به پرواز در آيد و از نظر كميت اين كار در تمام طول عمر دنيا ادامه يابد ، باز هم نمىتواند حق شكر نعمتهاى خدا و حتى حق شكر يكى از نعمتهايش را بجا آورد .
بلكه بنا بر مضمون احاديثى كه از معصومين عليه السّلام رسيده توفيق اطاعت و شكرگزارى خود نعمت ديگرى است كه انسان بايد شكر آن را هم اضافه بر ساير نعمتها بجا آورد ، و چه زيبا گفته است شاعر :
شكر الاله نعمته موجبة لشكره * و كيف شكرى برّه و شكره من برّه
شكر خداوند خود نعمتى است كه شكر ديگرى را بر انسان واجب مىكند .
چگونه مىتوانم شكر نيكىهاى او را بجا آورم در حالى كه شكر او نيز از
هامش
( 1 ) « انمياث » از مادهء « موث » ( بر وزن موت ) به معنى حل كردن چيزى در آب است و « انمياث » كه از باب انفعال مىباشد به معنى حل شدن و ذوب شدن است و در خطبهء بالا به معنى نهايت تلاش و كوشش در راه خداست .