مراسم تشييع و تدفين و يادبود او برگزار مىشود در لحظات كوتاهى پردهها كنار مىرود ، و چهرهء زندگى تو خالى و ناپايدار جهان با تمام بىوفايىهايش آشكار مىگردد ، انسان تكانى مىخورد و در فكر فرو مىرود ، ولى هنگامى كه دوباره به صحنه زندگى عادى باز مىگردد پردههاى ضخيم فراموشكارى بار ديگر بر چشم دل او مىافتد و آدمى مبدل به موجودى هوسباز و خطرناك و اسير چنگال آرزوهاى دراز مىشود .
البتّه اولياء اللّه از اين قانون مستثنى هستند ، آنها آگاهتر و هوشيارتر از آنند كه چهرهء واقعى جهان ناپايدار از نظرشان محو گردد و در گرداب آمال و امانى غوطهور شوند ، آنها به حكم ايمان به زندگى جاويدان در سرايى ديگر ، دنيا را به صورت پل يا گذرگاهى مىبينند ، يا منزلگاهى همچون منزلگاههاى ميان راه ، و پيوسته بر غافلان بانگ مىزنند كه از خواب غفلت بيدار شويد .
هشدار امام على عليه السّلام در بخش اول از خطبه مورد بحث كه با رساترين و فصيحترين تعبيرات بيان شده فرياد رهبر بيدار دلى است كه از غفلت مردم رنج مىبرد ، و دلسوزانه به بيدارگرى مشغول است ، و گرنه اين بزرگان دين و معلمان الهى نمىخواستند مردم را به رهبانيت و ترك زندگى مادى كه مقدمهاى است براى زندگى معنوى دعوت كنند .
جالب اين است كه بسيارى از شعراى آگاه و بيدار دل كه خط اولياء الهى را مىپيمودند در اين زمينه اشعار و سرودههايى دارند كه حال و هواى خطبههاى مولا در نهج البلاغه را دارد .
در حديث معروفى از امام هادى عليه السّلام مىخوانيم كه متوكّل عباسى شبى از شبها آن حضرت را به قصر خود احضار كرد ، ظاهرا دليلش اين بود كه به او خبر داده بودند امام هادى عليه السّلام مشغول جمعآورى سلاح و اموال در خانهء خويش است تا مردم را عليه او بشوراند . او متوحّش شد و دستور داد شبانه خانهء امام هادى عليه السّلام را تفتيش كنند و آن حضرت را در هر حال بيابند به قصر دار الامارة بياورند . مأمورين به
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 592
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٩٢