مغزى داده و افكار و ارادهء آنها را در مسير هوى و هوس خود به كار مىگيرند .
اينها با ريا كارى و دروغ و فريب و نيرنگ و استفاده از طرق روانى براى نفوذ در ديگران به مقصود خود كه تحميق تودههاى ناآگاه است نائل مىشوند ، و آنها را آلت دست هوسهاى خود مىسازند .
عمر سعد فرماندهء لشكر كربلا آن جنايتكار معروف و زشت سيرت ، هنگامى كه مىخواست لشكر كوفه را بر ضدّ امام حسين عليه السّلام بسيج كند صدا زد : « يا خيل اللّه اركبى ، و بالجنّة ابشرى ! » ، « اى لشكر خدا سوار شويد ، و بهشت بشارتتان باد « 1 » ! » دستگاه تبليغات فرعون نيز موسى و هارون را مردانى سلطهجو كه در صدد غصب سرزمينهاى مردم مصر هستند معرفى كرد و فرعون را مدافع استقلال و عزّت و شرف و آبروى مردم مصر شمرد ، و گفت :
« إِنْ هذانِ لَساحِرانِ يُرِيدانِ أَنْ يُخْرِجاكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِما »
، « اين دو نفر ساحرند و مىخواهند شما را با سحرشان از سرزمينتان بيرون كنند « 2 » ! » و اين رشته چه در گذشته و چه در زمان حال سر دراز دارد .
3 - راه و رسم جوانمردان
« نصر بن مزاحم » در كتاب « صفّين » چنين نقل مىكند ، بعد از آن كه لشكر امير مؤمنان على عليه السّلام شريعهء فرات را از لشكر معاويه باز پس گرفتند ، عمرو عاص به معاويه گفت : اى معاويه اگر آنها نيز مانند تو عمل كنند و آب را به روى تو و لشكريانت ببندند چه خواهى كرد و گمان تو چيست ؟ آيا اين قدر در خود قدرت مىبينى كه بتوانى ضربهاى بر آنان وارد كنى و آب را باز پس بگيرى ، همان گونه كه آنها بر تو وارد كردند ؟ و اين در واقع سرزنشى بود به معاويه كه پيشنهاد او را در مورد خوددارى از بستن آب به روى لشكر على عليه السّلام رد كرده بود .
معاويه گفت : گذشته را رها كن ، اكنون بگو ببينم در بارهء على چه عقيدهاى دارى ؟
عمرو عاص گفت : گمان من اين است كه او در بارهء تو مقابله به مثل نمىكند ، و
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، جلد 44 ، صفحهء 391 .
( 2 ) سورهء طه ، آيهء 63 .