در واقع آميزش حق و باطل چراغ سبزى است براى هوى پرستان و بهانهاى است براى پيروان شيطان كه وجدان خود را فريب دهند و در برابر ديگران استدلال كنند كه ما به اين دليل و آن دليل ( اشاره به قسمتهايى از حق كه با باطل آميخته شده ) اين راه را برگزيدهايم .
آرى مستضعفين فكرى و ساده لوحان ممكن است در اين ميان ناآگاهانه در دام شيطان بيفتند ، در حالى كه آنها نيز اگر رهبر و راهنمايى براى خود انتخاب مىكردند گرفتار چنين سرنوشتى نمىشدند . به اين ترتيب مردم در برابر آميزش حق و باطل به سه گروه تقسيم مىشوند :
گروه اول همان « الّذين سبقت لهم من اللّه الحسنى « 1 » » و به تعبير ديگر حق طلبان آگاه و مخلصند كه به لطف پروردگار از توطئههاى شوم فتنه جويان در امانند .
گروه دوم هوى پرستان بهانهجو هستند كه مىخواهند به بهانهء حق در راه باطل گام بگذارند و در واقع نيمه آگاهند و با پاى خود در دام شيطان مىروند .
گروه سوم افراد ساده لوحى هستند كه تشخيص حق از باطل در اين آميزهء خطرناك براى آنها مشكل است و ناآگاهانه گرفتار دام شيطان مىشوند مگر اين كه در پناه رهبر آگاه و فرزانهاى جاى گيرند .
شبيه همين معنى در خطبه 38 گذشت ، آنجا كه امام عليه السّلام شبهه را تفسير مىفرمايد و راه نجات از آن را نشان مىدهد و مىگويد : شبهه را از اين رو شبهه نام نهادهاند كه شباهت به حق دارد اما اولياء اللّه گرفتار آن نمىشوند ، چرا كه نور يقين در اينجا راهنماى آنها است . . . ولى دشمنان خدا بر اثر گمراهى در دام شبهات گرفتار مىشوند .
هامش
( 1 ) اين جمله اقتباس از آيهء 101 سورهء انبياء« إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ »مىباشد كه به دنبال آيات مربوط به جهنم آمده و اشاره به اين دارد كه اين گروه در جهنّم گرفتار نمىشوند و از آنجا كه فتنههاى دنيا جهنّم دنيا محسوب مىشود امام عليه السّلام مىفرمايد اين گروه در دنيا نيز گرفتار فتنههاى شياطين نمىشوند .