هوى و هوس و تمايلات شيطانى گاه در نحوهء تفسير و اجراى احكام الهى نفوذ مىكند و گاه به صورت بدعتها و احكام مجعول . و به همين دليل در كلام امام عليه السّلام از يكديگر جدا شدهاند .
به عنوان مثال مىتوان به فتنهء « بنىاميّه » كه در اسلام از بزرگترين فتنهها محسوب مىشود اشاره كرد . آنها براى رسيدن به حكومت خودكامهء خويش بر مركب هوى و هوس سوار شدند و تا آنجا كه توانستند در احكام اسلام تفسير و توجيه نادرست روا داشتند و آنها را به سود منافع شخصى خود توجيه نمودند و هر جا امكان نداشت دست به بدعت جديدى زدند .
« معاويه » خلافت اسلامى را با نيرنگ به چنگ مىآورد و بر اساس بدعتى جديد آن را در خاندان خود موروثى مىكند ، « زياد » را برادر خود مىخواند و براى يزيد در حيات خود از مردم بيعت مىگيرد و سبّ و دشنام امير مؤمنان على عليه السّلام را كه پاكترين و آگاهترين و بزرگترين شخصيت اسلام بعد از پيغمبر خدا بود در قلمرو حكومت خود ، سنّت مىشمرد ، خود و يارانش در ريختن خون عثمان شركت مىكنند و سپس به خونخواهى او بر مىخيزند « 1 » .
سپس مىافزايد : « و گروهى چشم و گوش بسته و نادان ، يا هوا پرست آگاه به پيروى آنان بر مىخيزند و از هوىها و هوسها و بدعتهاى آنان بر خلاف دين خدا حمايت مىكنند » . ( و يتولّى « 2 » عليها رجال رجالا على غير دين اللّه ) ، در جملهء بعد اشاره به ابزار اين كار شده . ابزارى كه در تمام طول تاريخ از سوى همهء هوا پرستان و جنايتكاران مورد استفاده قرار گرفته و به صورت يك سنّت هميشگى در آمده است و آن اين كه آنها هميشه براى رسيدن به مقاصد خود حق و باطل را به هم مىآميزند و حق را سپرى براى حمايت از باطل و يا پوستهء شيرين و جالبى براى پنهان كردن زهر باطل قرار مىدهند ، مىفرمايد : « اگر باطل از آميختن با حق جدا
هامش
( 1 ) در اين زمينه به كتاب « الغدير » جلد 10 مراجعه شود .
( 2 ) « يتولّى » از مادهء « تولّى » به معنى پيروى كردن است . و گاه به معنى نزديك شدن و سلطه بر چيزى و يا پست و مقامى مىآيد ، ولى اينجا همان معناى اول مورد نظر است .