تضاد است . در عين حال مانع از انجام وظيفه شما در زمينه آماده شدن خودجوش نيستم ، و اين در واقع عاقلانهترين راه و منطقىترين روش در چنان شرايطى بود ، يعنى : نه درهاى صلح بسته شود ، نه دور افتادگان بر سر خشم و لجاجت آيند ، نه كارى متضاد و منافقانه صورت گرفته باشد ، و نه فرصتها بىجهت از دست برود !
نكته هدف دعوت به صلح و بيعت بود
بر خلاف آنچه برخى از ناآگاهان مىپندارند على عليه السّلام هرگز اقدام به جنگ با معاويه نكرد ، مگر آن زمان كه از هر نظر حجّت را بر او تمام نمود ، به گونهاى كه جنگ به عنوان آخرين درمان در برابر تفرقه افكنى « معاويه » و شاميان بود .
خطبهء بالا به خوبى نشان مىدهد كه « على » عليه السّلام تسليم فشارهايى كه براى شروع جنگ از ناحيهء اصحابش مىشد نگرديد ، و پيوسته تا آنجا كه اميدوارى بود به اقدامات مسالمت جويانه ادامه مىداد .
نامهاى كه همراه « جرير » به « شام » فرستاد و از نخستين نامههاى آن حضرت عليه السّلام محسوب مىشود ، گواه زندهء اين مدّعى است ، اين نامه كه در نهج البلاغة در بخش نامهها به عنوان نامهء ششم آمده است ، نشان مىدهد كه امام عليه السّلام با اين منطق روشن كه جايى براى ايراد - حد اقل از سوى « معاويه » - وجود نداشت او را اندرز داد ، و فرمود : همان گروهى كه با « ابو بكر » و « عمر » و « عثمان » بيعت كردند به همان گونه با من بيعت كردهاند ، بنا بر اين نه آنها كه حاضر بودند اختيار فسخ دارند و نه آن كس كه غائب بوده اجازهء رد كردن ! اگر قبول كنيم خليفه از طريق شورى تعيين شود - همان گونه كه در گذشته نيز اين معنى انجام گرفت - بايد مهاجران و انصار به مشورت بنشينند ، اگر كسى را انتخاب كردند هيچ كس حقّ مخالفت ندارد . بنا بر اين اگر عقل خود را حاكم كنى سخن مرا مىپذيرى و توبه خوبى مىدانى كه من از همه در خون « عثمان » مبّرىترم ، بنا بر اين