تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
مردم شام بيعت گرفت كه براى خونخواهى « عثمان » به پا خيزند و هر چه در توان دارند به كار گيرند . « جرير » باز او را نصيحت كرد كه دست از اين تفرقه افكنى و نفاق بردارد ، و با امام عليه السّلام بيعت كند ، ولى « معاويه » گفت اين مطلب ساده‌اى نيست پيامدهاى زيادى دارد كه بايد به آن انديشيد ! برادر « معاويه » به او پيشنهاد كرد كه از افرادى مانند « عمرو عاص » دعوت كن و با آنها به مشورت بنشين ، « عمرو عاص » نيز بعد از آن كه از معاويه قول گرفت كه حكومت « مصر » را به او بسپارد او را تشويق به قيام كرد ، و قول هر گونه همكارى را به او داد ! در اين ميان « شرحبيل » كه رئيس و بزرگ يمنىها بود نقش مؤثّرى ايفا كرد ، او با « جرير » به گفتگو پرداخت ، ولى « جرير » او را قانع كرد ، و به اين علت و علل ديگر عزم كرد تا از على عليه السّلام پيروى كرده و معاويه را رها سازد ، ولى « معاويه » گروههاى زيادى را مأمور كرد تا مرتّب نزد او بروند و او را تكريم كنند ، و به شركت داشتن على عليه السّلام در خون « عثمان » شهادت بدهند ، و نامه‌هايى از گوشه و كنار نيز به او بنويسند ، و او را به خونخواهى « عثمان » دعوت كنند ! « شرحبيل » تحت تأثير واقع شد و آمادهء خونخواهى « عثمان » گشت ، « معاويه » او را به شهرهاى « شام » فرستاد تا مردم را براى اين امر تحريك و تشويق كند ، و گروه زيادى به او پاسخ مثبت دادند . « جرير » بعد از اين ماجرا از « معاويه » مأيوس شد و در همين حال « معاويه » به او گفت : اگر على عليه السّلام جمع‌آورى خراج شام و مصر ( و حكومت آن ) را به من واگذارد ، و پس از وفات خود بيعت كسى را بر عهدهء من نگذارد من با او بيعت مىكنم ! « جرير » به او گفت : « اين را طى نامه‌اى براى « امير المؤمنين على عليه السّلام » بنويس ، و من هم نامه‌اى همراه آن مىفرستم . هنگامى كه اين نامه‌ها به « امير مؤمنان على عليه السّلام » رسيد نامه‌اى به « جرير » نوشت كه معاويه با اين عمل مىخواهد تو را فريب دهد و