باز نگردد يا فريب خورده است و يا از فرمان من سرپيچى نموده » ! ( و لكن قد وقّتّ لجرير وقتا لا يقيم بعده إلّا مخدوعا أو عاصيا ) .
در واقع امام عليه السّلام براى رعايت دورانديشى و حفظ مصالح مسلمين ، و اين كه فرصتها از دست نرود ضرب الاجلى براى جرير تعيين كرده بود ، زيرا مىدانست معاويه ممكن است جرير را تا مدّت زيادى سرگرم سازد و دفع الوقت كند تا حدّاكثر آمادگى جنگى خود را فراهم سازد ، سپس پاسخ منفى به دعوت امام عليه السّلام براى بيعت دهد ، آن هم در زمانى كه فرصتها از دست ياران امام عليه السّلام بيرون رفته باشد ! اما اين كه چرا مىفرمايد : اگر بيش از موعد مقرّر بماند يا فريبش دادهاند ، و يا پرچم عصيان بر ضدّ من برافراشته ، با اين كه محتمل است عذرهاى ديگرى مانند بيمارى براى او پيش آمده باشد ؟
اين به خاطر آن است كه احتمالات ديگر در مقابل دو احتمال بالا ضعيف و غير قابل ملاحظه است و به تعبير علماى اصول در اين گونه موارد اصل سلامت حاكم مىباشد و به احتمالات ديگر نبايد ترتيب اثر داد .
سپس براى آرام ساختن اصحاب و يارانش فرمود : « نظر من صبر كردن و مدارا نمودن است ، شما هم اين نظر را بپذيريد و مدارا كنيد » ( و الرّأيُ عندى مع الأناة « 1 » فأرودوا « 2 » ) .
اما از سوى ديگر براى آن كه در آن لحظات حساس و سرنوشتساز اصحاب و يارانش غافل نشوند ، و عزم راسخ آنها بر نبرد در صورت بسته شدن درهاى صلح تضعيف نگردد ، و شعلههاى خشم بر دشمنان خدا براى روز حاجت خاموش نگردد ، فرمود : ولى من در عين حال از آماده شدن شما براى جنگ ناخشنود نيستم » ( اما شخصا فرمان نمىدهم ) ( و لا أكره لكم الإعداد ) .
اشاره به اين كه من اعلام آماده باش نمىكنم ، چرا كه با فرستادن پيام صلح در
هامش
( 1 ) « اناة » به معنى صبر و تحمل و خويشتندارى است .
( 2 ) « أرودوا » در اصل از مادهء « رود » ( بر وزن فوت ) به معنى طلب چيزى با رفق و مدارا است . اراده نيز از همين ماده گرفته شده است .