تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
بهره مىگيرند ، و هنگامى كه به حكومت رسيدند افرادى را به كار مىگيرند ، كه قدرت آنها را تحكيم كند و اصولى را به كار مىبندند كه منافع مادى گروهى آنها را تضمين نمايد . اين متن كار حكومتها است ، هر چند در حاشيه آن گاهى مسائلى مانند حقوق بشر ، و آزادى انسانها ، و گاه مسائل اخلاقى مطرح مىشود ، ولى هم خودشان و هم ساير مردم مىدانند كه اينها هرگز جدّى نيست ، و در تعارض با منافع گروهى كم رنگ و بىرنگ مىشود . به همين دليل هر گاه يكى از مخالفانشان كمترين تخلّفى از حقوق بشر مرتكب شود ، و به اصطلاح پاى خود را پس و پيش بگذارد داد و فرياد آنها بلند مىشود ، اما اگر دوستانشان ، يعنى حاميان منافعشان ، همه روز و هميشه اين حقوق را پايمال كنند مورد اعتراض قرار نمىگيرند ! در برابر اين نوع حكومت ، حكومت انبيا و اولياء اللّه است كه نه بر محور منافع فرد دور مىزند و نه منافع گروه معيّنى ، بلكه اساس و پايهء آن بر حفظ ارزشهاى والاى انسانى گذارده شده است . گروه اوّل با صراحت مىگويند كه اخلاق و سياست با يكديگر جمع نمىشود ، بنا بر اين فرمانروايى كه خويشتن را ملزم به رعايت اصول اخلاقى مىداند ، در حقيقت مغز سياسى ندارد ، و هرگز حاكميتش دوام نخواهد يافت ! هدف وسيله را توجيه مىكند و هر آنچه در راه نيل به هدف دستاويز قرار گيرد نيك شمرده مىشود ! در حالى كه پيشواى گروه دوم مىگويد : انّما بعثت لاتمّم مكارم الاخلاق ، من تنها براى تكميل ارزشهاى اخلاقى مبعوث شده‌ام . « 1 » يا اين كه ( لو لا . . . ما أخذ اللّه على العلماء أن لا يقارّوا على كظّة ظالم و لا سغب مظلوم . . . ، اگر به خاطر اين نبود كه خداوند از دانشمندان امّتها پيمان گرفته كه در برابر پرخورى ستمگران و
هامش
( 1 ) كنز العمال ، جلد 3 ، صفحهء 16 ، حديث 5217 .