از بدن خود خارج كند » . « 1 » و به همين دليل حضرت در ادامهء سخن مىافزايد : « من در ميان شما به پا مىخيزم و فرياد مىكشم و دردمندانه از شما يارى مىطلبم ، اما نه سخن مرا مىشنويد و نه از دستورم اطاعت مىكنيد ، تا زمانى كه عواقب اعمال سوء شما ظاهر شود و ( پشيمان گرديد در زمانى كه كار از كار گذشته و پشيمانى سودى ندارد ) .
« أقوم فيكم مستصرخا « 2 » و أناديكم متغوّثا « 3 » ، فلا تسمعون لي قولا ، و لا تطيعون لي أمرا ، حتّى تكشّف الأمور عن عواقب المساءة « 4 » » .
آيا چيزى دردناكتر از اين پيدا مىشود كه پيشوايى اين چنين آگاه و شجاع و عادل و پر تجربه گرفتار چنين قوم و ملّتى شود كه پيوسته خون دل بخورد و فرياد بزند ، امّا گوش شنوايى نباشد ! تنها در برابر امير مؤمنان على عليه السّلام چنين نبودهاند ، بلكه تاريخ مىگويد كه نسبت به امام حسن و امام حسين عليهما السّلام - فرزندان رشيد امير المؤمنان - نيز همين گونه رفتار كردهاند . بعد از واقعهء خونين كربلا كه امام حسين عليه السّلام و تمام يارانش شهيد شدند و آنچه نبايد اتفاق افتد ، افتاد ، مردم كوفه سخت تكان خوردند و بيدار شدند و پشيمان گشتند و به عنوان توّابين براى خونخواهى امام حسين عليه السّلام قيام كردند امّا چه سود كه كار از كار گذشته بود و آن روز كه بايد شجاعانه اطراف نمايندهء امام حسين عليه السّلام ، مسلم ، را بگيرند همگى بيعت شكسته ، در خانهها پنهان شدند و سرانجام ، مسلم يكّه و تنها با آنان مبارزه كرد و شهادت پر افتخار را بر تسليم ذلّت بار
هامش
( 1 ) خطبهء 121 .
( 2 ) « مستصرخ » از مادّهء « صرخ » به معناى « صداى بلند و فرياد كشيدن » است و بعضى از ارباب لغت گفتهاند كه به معناى « فريادى بلند » ، است كه به هنگام ترس و وحشت يا مصيبت سر داده مىشود و به وسيلهء آن طلب يارى و كمك مىشود .
( 3 ) « متغوّث » از مادّهء « غوث » به معناى « يارى كردن به هنگام شدائد » است . بنا بر اين « متغوّث » به كسى مىگويند كه در شدائد از ديگران يارى مىطلبد . اين تعبير و تعبير مستصرخ ، به خوبى نشان مىدهد كه امام تا چه اندازه در برابر سستى و زبونى اهل كوفه به هنگام بروز مشكلات ناراحت بوده است .
( 4 ) « المساءة » مصدر از مادّهء « سوء » به معناى « بدى و از دست دادن نعمتهاى مادّى يا معنوى دنيوى يا اخروى ، بدنى يا غير بدنى » است .