بخش اول
منيت به من لا يطيع إذا أمرت و لا يجيب إذا دعوت ، لا أبالكم ! ما تنتظرون بنصركم ربّكم ؟ أما دين يجمعكم و لا حميّة تحمشكم ؟
أقوم فيكم مستصرخا و أناديكم متغوّثا ، فلا تسمعون لي قولا ، و لا تطيعون لي أمرا ، حتّى تكشّف الأمور عن عواقب المساءة ، فما يدرك بكم ثار ، و لا يبلغ بكم مرام .
« من گرفتار مردمى هستم كه هرگاه به آنها فرمان مىدهم ، اطاعت نمىكنند و هر زمان كه آنان را فرا مىخوانم اجابت نمىكنند . اى بىاصلها ! براى يارى آيين پروردگارتان منتظر چه هستيد ؟ آيا دينى نداريد كه شما را دور خود جمع كند و يا غيرتى كه شما را به خشم آورد ؟ من در ميان شما به پا مىخيزم و فرياد مىكشم و دردمندانه از شما يارى مىطلبم ، اما نه سخن مرا مىشنويد و نه از دستورم اطاعت مىكنيد ! تا زمانى كه عواقب اعمال سوء شما ظاهر شود ( و پشيمان گرديد در زمانى كه كار گذشته و پشيمانى سودى ندارد ) با اين حال نه با شما انتقام خون بىگناهى گرفته مىشود و نه با كمك شما هدف مطلوبى به دست مىآيد .
شرح و تفسير چرا دست روى دست گذاردم ؟ !
همان گونه كه در بالا اشاره شد اين خطبه در زمانى ايراد شد كه يكى از غارتگران شام به نام نعمان بن بشير ، از سوى معاويه مأموريت يافت كه به بعضى از مناطق