است . در نخستين جمله ، امام عليه السّلام اشاره به مقام يقينش مىكند ، همان چيزى كه در حديث منسوب به آن حضرت « لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا » « 1 » - اگر پردهها كنار برود ، هرگز بر ايمان من افزوده نمىشود - اوج تجلّى آن است . و جملهء دوم به مجموعهء دين و وظايف الهى ، اشاره مىكند كه راه را در زندگى ، براى او روشن ساخته و هر گونه شكّ و ترديد را از پيش پاى او برداشته است ، به خصوص اين كه امام عليه السّلام از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيده بود كه با ناكثين و قاسطين و مارقين ( جنگ افروزان جمل و صفّين و نهروان ) پيكار خواهد كرد . « 2 »
نكته مردان شكست ناپذير
در طول تاريخ مبارزات حق و باطل ، افراد يا گروههايى را مىبينيم كه در صحنهء نبرد ، با وجود تفاوت ظاهرى در ميان آنها و رقيبانشان ، برترى عجيبى بر آنها پيدا مىكردند . مثلا سربازان اسلام ، در ميدان نبرد با لشكر عظيم ساسانيان - كه از نظر عدّه ، ده برابر آنها بودند و از نظر امكانات و ساز و برگ جنگى ، قابل مقايسه با آنان نبودند - پيروز شدند و به ظاهر يك مشت افراد پا برهنه و فاقد تجهيزات و تعليمات جنگى ، اما روشن از نور تعليمات اسلام و قرآن ، افسانهء « توازن قوا » را در ميدان نبرد در هم نورديدند .
اين ، به خاطر همان منطق
« قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ »
بود كه خود را در ميدان نبرد ، در همه حال ، پيروز مىديدند : يا در هم شكستن دشمن و يا نائل شدن به افتخار شهادت ، كه هر دو ، سعادتى بزرگ و پيروزى عظيم بود .
همين منطق ، در جنگ تحميلى عراق عليه ايران اسلامى ، عصر و زمان ما ، بار ديگر خودش را نشان داد و در حالى كه تمام قدرتهاى بزرگ دنيا ، با امكانات
هامش
( 1 ) شرح ابن ميثم بر صد كلمهء انتخابى جاحظ ، كلمهء 1 .
( 2 ) در بحثهاى سابق ، در همين خطبه ، به مدرك آن ، اشاره شد .