نخست از حقوق امّت بر امام سخن مىگويد ، چرا كه مقدم داشتن اين قسمت ، علاوه بر اين كه سبب تأثير در نفوس شنوندگان مىشود ، جنبهء مردمى حكومت اسلامى را آشكار مىسازد و نشان مىدهد كه اين حكومت ، با حكومت خود كامگان و طاغوتها و زمامداران خودسر - كه خود را مالك الرّقاب مردم مىدانستند و عملا با آنها معاملهء مالك نسبت به بردگان داشتند و تعبير ارباب و رعيت در نظام آنها ، از تعبيرهاى رايج و متداول بود - فرق بسيار دارد .
حضرت مىفرمايد : « اى مردم ! مرا بر شما حقى است و شما را بر من حقى ، « أيّها النّاس ! إنّ لي عليكم حقّا ، و لكم عليّ حقّ » .
گر چه حق در اينجا به صورت مفرد ذكر شده ، ولى به معناى جنس حقّ است كه مفهوم عامى دارد و ذكر آن به صورت نكره ، اشاره به عظمت اين حقوق است ، زيرا گاه نكره آوردن براى تعظيم است .
حضرت سپس به سراغ نخستين حقّ امت بر امام مىرود و مىفرمايد : « امّا حق شما بر من ( نخست ) اين است كه از خير خواهى شما دريغ نورزم ، « فأمّا حقّكم عليّ : فالنّصيحة لكم » .
نصيحت ، در اصل به معناى « خلوص » است و به همين دليل عسل خالص را « ناصح » مىگويند . گاه به معناى « دوختن » نيز آمده است و به همين جهت خياط را « ناصح » گفتهاند ، سپس به هر گونه خير خواهى خالصانه و خالى از غلّ و غش ، اطلاق شده است .
اين واژه در مورد خدا و پيامبر و قرآن و افراد مردم و در مورد امام و امّت به كار مىرود و در هر مورد ، به مقتضاى حال ، اشاره به مصداقى از آن مفهوم وسيع و جامع است .
در بعضى از منابع لغت مىخوانيم كه نصيحت ، جامع معانى پراكندهاى است .
مثلا نصيحت براى خدا ، به معناى « اعتقاد به وحدانيت او و اخلاص نيّت در عبادتش و يارى كردن حق » است و نصيحت نسبت به قرآن ، به معناى « تصديق و
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 344
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٤٤