جاده افتاده بود گذشت و اشارهاى به آن كرد و فرمود :
اترون هذه هنية على أهلها ؟ فو اللّه ! الدّنيا أهون على اللّه من هذه على أهلها ، آيا مىبينيد كه اين لاشه چقدر نزد صاحبانش بىارزش است ؟ به خدا سوگند ! كه دنيا نزد خداوند از بىارزشى اين نزد دنيا گرايان بىارزشتر است .
حضرت ، سپس در ادامهء اين حديث به چند نكته مهم اشاره فرمود و چنين گفت :
« الدّنيا دار من لا دار له و مال من لا مال له و لها يجمع من لا عقل له و شهواتها يطلب من لا فهم له و عليها يعادى من لا علم له و عليها يحسد من لا فقه له و لها يسعى من لا يقين له ، دنيا خانهء كسى است كه ( در واقع ) خانهاى ندارد و مال كسى است كه مالى ندارد . تنها كسانى كه عقل ندارند ، به جمع آورى دنيا مىپردازند و آنها كه شعورى ندارند ، به شهوترانى در آن رو مىآورند و تنها كسانى كه آگاهى ندارند به خاطر دنيا به ستيز بر مىخيزند و فقط كسانى كه فهم ندارند به خاطر آن به ديگران حسد مىورزند و كسانى كه ايمان و يقين كافى ندارند ، پيوسته براى آن تلاش مىكنند » . « 1 » در حديث ديگرى آمده است كه حضرت مسيح در حال مكاشفه دنيا را به صورت پيرزن بىدندانى ديد كه بر او از هر گونه زينتى وجود داشت ، پرسيد :
« تا كنون چند همسر اختيار كردهاى ؟ » گفت : « از شماره خارج است . » حضرت مسيح پرسيد : همهء آنها مردند يا تو را طلاق دادند ؟ گفت : « نه ، همه را كشتم » .
حضرت عيسى فرمود : « بدا به حال همسران باقيماندهات ! چگونه از همسران پيشين تو درس عبرت نمىگيرند ! » « 2 »
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، جلد 70 صفحهء 122 .
( 2 ) منهاج البراعه ، جلد 4 ، صفحهء 58 ، بحار الانوار ، جلد 14 ، صفحهء 328 .