در گردش كرهء ماه به دور خود و به دور خورشيد ! آفتاب مىتابد ، باران مىبارد زمين بركات خود را به جهان انسانيّت تقديم مىكند . اين چهرههاى زشت و ننگين مردم يك زمان و اعمال سوء آنها است كه چهرهء زمان را زشت و ننگين مىكند .
امام در عصرى مىزيست كه جز افراد اندكى ، روح بزرگ و افكار بلند و سجاياى انسانى و قدرت او بر اصلاح محيط را درك نمىكردند و به خاطر ثروت عظيمى كه از فتوحات اسلامى در كشور اسلام ريخته شده بود ، غرق زرق و برق دنيا و مسابقهء تجمل پرستى و حرص جمع مال و به دست آوردن مقام و تصفيه حسابهاى شخصى و قومى شده بودند . و با نهايت تأسف ، بسيارى از مصلحان دنيا نيز شكايتى شبيه به همين از زمان خود داشتهاند .
حضرت سپس به شرح ويژگيهاى آن زمان ، كه نشانههاى عناد و ناسپاسى مردم است ، پرداخته و به پنج نكته اشاره مىفرمايد . در جملههاى نخست و دوم مىفرمايد :
« زمانى است كه نيكوكار ، بد كار و گناه كار شمرده مىشود و طغيان ظالمان و ستمگران افزون مىگردد ، يعدّ فيه المحسن مسيئا و يزداد الظّالم فيه عتوّا . » آيا براستى ممكن است در زمانى نيكوكار متهم به گناهكارى شود و ستمگران مورد تشويق واقع شوند ؟ ! آرى ، آنچه زمينهء اين گونه امور را در جامعهء بشرى فراهم مىكند ، دگرگون شدن نظام ارزشى جامعه است . در آنجا كه مال و ثروت و قدرت ، معيار شخصيّت و ارزش محسوب شود ، بى آن كه به منابع در آمد آن بينديشند ، ظالمان زورگو و غارتگر شخصيّتهاى آن محيط را تشكيل مىدهند و نيكو كارى كه اموال مشروع خود را براى خدمت به محرومان از دست مىدهد ، آدم نادان و ابله شمرده مىشود .
جالب اين كه در قرآن مجيد ، به نمونههايى از فساد بعضى از جوامع بشرى به خاطر فساد نظام ارزشى آنها ، در جملههاى كوتاه و پر معنا اشاره شده است .
در بارهء قوم لوط مىگويد : آنها به هم توصيه مىكردند كه آن پيامبر بزرگ را با اندك
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 260
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٦٠