نمونهاى از اين اعمال سپردن كارهاى مهم حكومت مسلمانان به افراد نااهل و افراد فاسق و سفيه و بىدين و بخشيدن غنائم به آنان و آزار و ستم طاقت فرسا به شخصيتهاى بزرگى مانند ابو ذر و عمّار ياسر و عبد اللّه بن مسعود و مانند اينها بود .
او وليد بن عقبه را والى كوفه ساخت كه شراب مىنوشيد و در حال مستى به ميان مردم مىآمد و رسوايىهايى به بار آورد كه گروهى نزد عثمان به آن شهادت دادند و بعد از عزل او سعيد بن عاص را - كه او نيز مرد تبهكارى بود - به جاى وى نشاند . سعيد با اعمال ناروايش خشم مردم را برانگيخت و مردم به مخالفت با او برخاستند . عثمان به جاى اين كه آتش فتنه را خاموش كند دستور داد رهبران مخالفان را به شام تبعيد كند . آنها در شام بر معاويه شوريدند . عثمان مجبور شد كه آنان را به كوفه باز گرداند ، و دگر بار آنها را به حمص تبعيد كرد .
نه تنها در كوفه كه در نقاط ديگر نيز انتقادها بالا گرفت . سرانجام گروهى از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گرد هم آمدند و ايرادهاى مهم را به وسيلهء عامر بن قيس - كه مردى پاك طينت و خدا شناس بود - به عثمان رساندند . او به جاى اين كه از اين خيرخواهى سپاسگزارى كند پاسخ اهانت آميزى به فرستادهء آنها داد .
وضع مدينه روز به روز ناآرامتر مىشد و فرياد انتقاد بلندتر مىگشت . عثمان ، ناچار شد كه گروهى مانند سعيد بن عاص و معاوية بن ابى سفيان و عمرو عاص را براى مشورت دعوت كند و با آنها به شور بنشيند . بعضى گفتند : « صلاح ، اين است كه مردم را به جهاد مشغول سازى تا اين مسائل فراموش شود . » ولى سعيد بن عاص ، او را به انتقام گيرى از سران انتقاد كنندگان تشويق كرد و گفت : « اگر آنها ، رهبران خود را از دست بدهند ، متفرّق خواهند شد . » كم كم مردم در انتقاد به عثمان ، جسورتر شده و گفتند : تو بنى اميه را بر دوش مردم سوار كردهاى يا عدالت كن يا از خلافت كناره گيرى ! » عثمان كه قدرت تصميم گيرى را از دست داده بود ، به فرماندهان خود گفت تا مردم را براى جهاد آماده كنند ، ولى اين دستور مشكلى را حل نكرد .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 238
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٣٨