سرانجام در سال 35 هجرى مخالفينش ، در شهرهاى مهم اسلامى با هم مكاتبه كردند و تصميم بر عزل عثمان و فرماندارانش گرفتند . گروهى از مصر و گروه ديگرى از كوفه و گروه بسيارى از بصره ، به عنوان زيارت خانهء خدا حركت كرده و به سوى مدينه آمدند و مردم مدينه را از تصميم خود باخبر ساختند . مهاجران و انصار - كه از عملكرد عثمان ناراضى بودند - به حمايت او برنخاستند . مخالفان به آسانى وارد مدينه شدند و خانهء عثمان را محاصره كردند ، ولى مانع از رفت و آمد افراد نبودند .
عثمان از اين هجوم عمومى سخت در وحشت فرو رفت و نزد امام على عليه السّلام آمد و از آن حضرت تقاضا كرد كه نزد معترضان برود و آنها را از راهى كه در پيش گرفتهاند منصرف سازد . امام عليه السّلام فرمود : « با چه شرايطى آنها را راضى كنم ؟ » عثمان عرض كرد : « با اين شرط كه من ، بعد از اين تنها با صلاح انديشى شما كار مىكنم . » امام عليه السّلام فرمود : « بارها تو را نصيحت كردهام و تو هم وعده دادهاى ، ولى به وعدهات وفا نكردهاى و به سخنان مروان و معاويه و امثال آنها گوش فرا دادى . » سرانجام امام عليه السّلام پذيرفت و براى فرو نشاندن خشم مردم با گروهى از مهاجران و انصار حركت كرد و نزد معترضان آمد . مخصوصا با مصريان كه انتقادهاى شديدى داشتند مذاكره فرمود و آنها قبول كردند كه به مصر بازگردند .
به عثمان نيز سفارش فرمود كه به تمام شكايت مردم رسيدگى كند و از كارهاى گذشته توبه كند .
عثمان خطبهاى خواند و آشكارا اعلام توبه كرد و قول داد به تمام شكايات مردم رسيدگى كند .
هنگامى كه عثمان به منزل بازگشت ديد مروان و عدهاى از بنى اميه در منزلش گرد آمدهاند . مروان گفت : « سخن بگويم يا ساكت بنشينم » ؟ همسر عثمان فرياد زد :
« ساكت باش ! به خدا شما قاتل عثمان و يتيم كنندهء اطفالش خواهيد بود . او به مردم وعده داده و بايد به وعدهاش وفا كند » .
مروان ، ساكت ننشست و گفت : « سخنى را كه گفتى به صلاح خلافت تو نبود . »
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 239
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٣٩