تكلّم سكوت نمىكنند تا مُفَرِّط شوند و در مواضع سكوت سخن نمىرانند تا مُفْرِط گردند . « 1 »
نطق و بيان يكى از بزرگترين افتخارات بشر و نشانههاى خداوندى است كه در سوره الرحمن بعد از مسئله خلقت انسان و تعليم بيان ، مطرح شده است . ( الرَّحمنَ عَلَّم القُرآنَ خَلَقَ الانسانَ عَلَّمُهُ البَيانَ ) « 2 » معمولًا مىگوئيم حرف زدن آسان ، عمل كردن مشكل است ، ولى اگر دقت كنيم حرف زدن هم به اين آسانى كه فكر مىكنيم نيست ، ولى چون براى ما به صورت عادتى درآمده ، بسيار سهل جلوه مىكند ، در موقع تكلّم از بين مثلًا دويست هزار لغت در ذهن بايد چند لغت انتخاب شود ، يعنى دويست هزار فيش در بايگانى مغز بايد برهم زده شود تا قالب معانى مورد نياز گزيده شود ، حتى براى گفتن جمله سادهاى مثل ( لطفاً كمى آب بياوريد ) .
زبان در موقع تكلّم مثل فرفره مىچرخد و مانور مىدهد ، آن هم در فضاى بسيار محدود و كوچكى . گاهى 100 نوع چرخش براى 100 نوع آهنگ ايجاد مىشود ، بايد حروف را به هم مقرون كند و سپس كلمات را ، تا جملهها تنظيم و تشكيل گردد ، از اين مهمتر همان فكرى است كه در پشت سر اين نطق نظارت مىكند ، حيواناتى مثل طوطى هستند كه تكلّم كردن را آموختهاند و حتى شايد بهتر از بعضى انسانها صحبت كنند ، مثلًا مىگويد « لاحول ولا قوة الّا بالله العلى العظيم ، لا إله الّا الله و غيره » اما نيرويى به عنوان فكر بر تكلّم آنها نظارت نمىكند ، بلكه صرف
هامش
( 1 ) . مرحوم خويى شارح نهجالبلاغه احتمال ديگرى را براى صواب ذكر كرده كه مراد خصوص توحيد و تمجيد خداوند و صلوات بر پيامبرش باشد كما اين كه آيه ( لا يَتَكَلَّموُن الّا مَن اذِنَ لَهُ الرحمنُ وقال صواباً ) سوره نبأ آيه 38 ) . اين طور تفسير شده ، ولى اين يك احتمال است و نظرى كه در متن ذكر كرديم روشنتر است ، زيرا اطلاق صواب شامل هر ضد خطايى مىشود و توحيد خداوند و صلوات بر پيامبر از مصاديق صواب است .
( 2 ) . سوره الرحمن ، آيه 1 تا 4 .