تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
اخلاقى و ارزش‌هاى والاى انسانى مقابله كردند ، و ندا دادند كه : ما ايمان نمىآوريم ، آيا انسان قحط بود روى زمين كه : خداوند قرآنش را به چنين فرد فقيرى نازل كرد ؟ ! « لَولا نُزِّلَ هذَا القُرآنُ عَلى رَجُل مِنَ القَرْيَتَيْنِ عَظيم » « 1 » : « چرا قرآن بر مرد عظيم و بزرگى از دو قريه نازل نشده است ؟ » مفسرين مىگويند مراد از مرد عظيم مرد ثروتمند و مراد از قريتين ، دو شهر مكه و طائف است . پس معنى آيه اين مىشود كه اگر قرآن از طرف خداوند نازل شده ، چرا بر انسان با ارزشى كه داراى ثروت و مكنت باشد ، و معمولا در مكه و طائف هستند ، نازل نشده است ! پس ادّعاى حضرت محمد ( صلى الله عليه وآله ) كه مىگويد بر من نازل شده ، خود گواهى بر كذب او است ، زيرا او مردى است كه معيارهاى ارزش در او نيست . قرآن در سوره زخرف بيان شيوا و جالبى در اين زمينه دارد آنجا مىفرمايد : « وِلَوْلا انْ يَكونَ النّاسُ امةً واحِدةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحمن لِبُيُوتِهِم سُقُفاً مِّنْ فِضَّة وَ مَعارِجَ عَليها يَظْهَروُنَ - وَ لِبُيُوتِهِم ابواباً وَسُرُراً عَليها يَتِكَّئُونَ - وَزُخْرُفاً وَانْ كُلُّ ذلك لَمّا مَتاعُ الحَيوةِ الدّنيا وَ الاخِرَةُ عِنْدَ رَبّكَ لِلمُتَّقين » « 2 » : « اگر تمكّن كفّار از مواهب مادى سبب نمىشد ، كه همه مردم امت واحد گمراهى شوند ، ما براى كسانى كه كافر مىشدند خانه‌هايى قرار مىداديم با سقف‌هايى از نقره و نردبان‌هايى كه از آن بالا روند . و براى خانه‌هاى آنها درها « 3 » و تختهايى ( زيبا و نقره‌گون ) قرار مىداديم كه بر آن
هامش
( 1 ) . سوره زخرف ، آيه 31 . ( 2 ) . سوره زخرف ، آيه 33 تا 36 . ( 3 ) . از اين كه فرموده نردبانهايى قرار مىدهيم معلوم مىشود قصرها چند طبقه است و از اين كه فرمود ( ابواب ) درب‌هايى قرار مىدهيم معلوم مىشود قصرهاى وسيعى است و الا خانه معمولى و متوسط دربهاى متعدد لازم ندارد .