مخلوقات براى اين بود كه جودى كند نه سودى كند .
من نكردم خلق تا سودى كنم * بلكه تا بر بندگان جودى كنم
او فيّاض است و منشأ تمام صفات حسنه ، و اقيانوس مواج كمالات موجود در عالم . و اگر در ما صفتى از آن صفات يافت مىشود قطرهاى از آن اقيانوس بىكران است و هستى مخلوقات از جمله افاضات خداوندى است كه عين كمال است . او با خلقت مخلوقات اولين مرحله كمال را براى خلايق ايجاد فرموده تا سكوى پرش مراحل ديگر تكامل قرار دهند و به نهايت مرحله ممكن كه لقاء او است برسند . « 1 »
مرحوم الهى قمشهاى اين عارف واله اشعارى در شرح خطبه متقين سروده كه در ذيل فرازها مىآوريم وى در ذيل « رُورىَ انَّ صاحِباً لِأميرالمؤمنين يُقالُ لَهُ هَمّام كانَ رجلًا عابداً فقال يا اميرَالمؤمنين صِفْ لِى المتّقين حتى كَانّى انْظُرُ الَيْهم » چنين گويد :
شنيدم عاشقى پروانه خويى * در آئين محبت راستگويى
رفيق خلوت آن سلطان دين را * حريف صحبت آن عشق آفرين را
يكى دلباخته پيش شه عشق * على گنجينه سرّ اللّه عشق
بيامد نزد آن شه با دل پاك * دلى چون گل ز داغ عشق صد چاك
بيامد تا نشان زان يار جويد * طريق وصل آن دلدار پويد
بيامد تا شه افروزد دلش را * ز برق عشق سوزد حاصلش را
هامش
( 1 ) . بحث علت غايى و هدف آفرينش از مهمترين مباحث فلسفى است كه بوعلى سينا آن را « افضل اجزاء الحكمة » ( بهترين قسمتهاى فلسفه ) ناميده است و طبعاً بحث گستردهتر ، عميقتر و استدلالىتر را مىطلبد كه متاسفانه از مستواى اين نوشته خارج است و از اين روى علاقمندان را به كتابهاى فلسفى و به ويژه به كتاب شرح منظومه استاد شهيد مطهرى جلد 2 بحث غايات از صفحه 41 به بعد ارجاع مىدهيم ) .