براى حركت آن گذارده مىشود ، براى فرار از همين حوزه است ، وقتى به محلى رسيد كه جاذبه يا كم است يا اصلًا يافت نمىشود . سوخت سفينه تمام شده و ديگر تا بىنهايت مىرود مگر اين كه جاذبه كوكبى از كواكب او را به طرف خود كشد پس با همان جهش كه خارج شد ديگر متوقف نخواهد گرديد . « 1 » سفينه وجود ما به سوى لقاء اللّه و قرب او نيز چنين است ، وقتى از حوزه جاذبه دنيا با انرژى عبادتها خارج شد تا ابد در حركت است .
بعضى ديگر از علماء نظرشان درباره تكامل پس از مرگ به اين حد نيست ، و اين گونه ادله را قابل توجيه مىدانند ، يكى از بزرگان و اهل منطق و فلسفه مىفرمودند از علامه ( ره ) درباره رفعت پيامبر سؤال كردم كه چگونه با صلوات فرستادن مقام آنها بالا مىرود ، با اين كه آن عالم ( يعنى عالم پس از مرگ ) عالم تكليف نيست ، بلكه بايد هرچه در مزرعه دنيا كشته شده درو شود و ديگر جاى كشت و زرع نيست . ايشان جواب دادند رفعت درجه آنها به اين معنا شبيه است كه در برابر پيامبر ميوه و شيرينى گذارده شود ، مثل اين كه از مهمانى كه به ما مىرسد پذيرايى و نسبت به او اداى احترام مىكنيم .
خلاصه بحث هدف آفرينش
خداوند واجبالوجود است و داراى كمال مطلق كه هيچ نقصانى در او تصور نمىشود تا بخواهد با خلقتش جبران نقصى كند و در حقيقت آفرينش
هامش
( 1 ) . اين مطلب از گفتار بعضى فلاسفه مانند بوعلى هم قابل استفاده است وى گفته : « لَولا مُصادَمَةَ الهَواء المَخْروق لَوَصل الحجرُ مرمىِّ الى سَطْح الفلك » يعنى اگر برخورد هوايى كه قابل شكافتن است نبود ، سنگى كه پرتاب مىشد به سطح فلك اطلس مىرسيد ( نقل از شرح منظومه استاد ، شهيد مطهرى ، جلد 2 ، صفحه 48 - 47 ) .