تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
لاخير فى عبادة ليس فيها تعقّه » « 1 » : « آگاه باشيد كه خيرى در تلاوتى نيست كه در آن تدبّر و دقت نباشد ، بدانيد كه خيرى در عبادتى نيست كه در آن آگاهى و فهم نباشد » ، كدام يك از ما اين گونه عمل به سيره متّقين مىكنيم ، كدام يك از ما تأمّل و تدّبر در آيات و احكام الهى مىكنيم . آيا جاى نكوهش و سرافكندگى نيست كه براى كتاب داستان و قصه و كتابى كه داراى حكايات خنده‌آور است ، اينقدر وقت مىگذاريم ، و حتى دقت مىكنيم مطلبى از ذهن ما غائب نشود ، ولى يك صدم اين مقدار را - اگر قرآن بخوانيم - براى فهم قرآن به كار نمىبنديم ، آيا زشت نيست اين همه دقت در يك مسئله رياضى و يا فيزيك و شيمى و غيره مىكنيم و قرآن را به فراموشى سپرده‌ايم ، چقدر بى توجهى است كه فلان آقا يا خانم فوق ليسانس خود را گرفته و اين همه وقت و فكر صرف كرده تا بتواند به اين درجه علمى رسد ، ولى هنوز ياد نگرفته چگونه از روى قرآن بخواند ، چه رسد به اينكه در معانى دقيق آن تأمّل و تفكّر كند ، چقدر قبيح است كه گوينده اخبار و برنامه‌هاى راديو و تلويزيون ما بعداز سالها كه از انقلاب اسلامى گذشته ، با توجه به اينكه دوره دانشگاهى را گذرانده وقتى يك آيه كوچك به او مىدهند نتواند صحيح بخواند ، اينها درد است كه هنوز نتوانيم از روى كتابى كه قانون انسان‌سازى و جامعه‌سازى است بخوانيم ، كتابى كه تمام درمان دردهاى ما در آن است ، كتابى كه اصلاح كننده دنيا و آخرت ما است ، چقدر فاصله است بين روش ما با روش متّقين ؟ ! ولى چاره نيست ، در نااميدى بسى اميد است بايد تلاش كرد تا لااقل خود را به مرز آنها نزديك كنيم . تفكّر ، حيات قلب انسان بصيراست ، اگر تدبّر از بين رفت روح بصيرت رخت برمىبندد ، و قلب بينا از بينائى باز مىايستد ، انسانى كه داراى باطنى بينا
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، جلد 92 ، صفحه 211 ؛ معانى الاخبار ، جلد 2 ، صفحه 49 ؛ ميزان الحكمة ، جلد 8 ، صفحه 88 .