النَّبِىِّ لَسْتُنَّ كَأَحَد مِّنَ النِّسَاءِ إِنْ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلا مَّعْرُوفاً ) : « اى زنان پيغمبر ! شما مانند يكى از زنان ديگر نيستيد ، اگر خداترس و پرهيزگار شديد ، پس با نرمى و نازكى سخن نگوئيد ، كه كسى كه در قلبش مرض است به شما طمع مىكند ، بلكه متين و درست سخن گوئيد » . « 1 »
همچنين در همين سوره مىفرمايد : ( لَّئِنْ لَّمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِى قُلُوبِهِمْ مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِى الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلا ) : « اگر منافقين و آنان كه در دلهايشان مرض است و همچنين شايعه پراكنان دست از كارهايشان بر ندارند ، ما هم تو را بر آنها برانگيزانيم ، و مسلط كنيم تا از آن پس جز اندك زمانى در جوار تو زيست نكنند » . « 2 »
در شأن نزول اين آيه آمده كه : شهوتپرستان و منافقين هنگام شب ، موقعى كه زنان مسلمان براى اقامه نماز در مسجد پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) حاضر مىشدند ، در بين راه مزاحم آنها شده ، و با مزاح و سخنان ناروا آنها را آزار مىدادند ، در اين مواقع اين آيات نازل شد . « 3 »
چنان كه گذشت انسان منافق بيمار است ، زيرا قلبى كه با شك و نفاق آميخته شد ، همچون عضوى است كه مورد حمله ميكروبها قرار گرفته و بيمار است ، و همچون ميوه رسيده و لذيذى است كه آفت زده باشد ، و نيز انسان شهوتپرستى كه از حالت اعتدال عفاف در اثر افراط به پرتگاه شَرّه و فجور « 4 » افتاده ، بيمار است ،
هامش
( 1 ) . سوره الاحزاب ، آيه 32 .
( 2 ) . سوره الاحزاب ، آيه 60 .
( 3 ) . تفسير على بن ابراهيم طبق نقل نور الثقلين ، جلد 4 ، صفحه 307 ؛ تفسير نمونه ، جلد 17 ، صفحه 426 .
( 4 ) . در ذيل فراز ( و انفسهم عفيفه ) ذكر شد كه حالت تعادل قوه شهويه عفّت و حالت افراط آن شَرّه يا فجور و حالت تفريط آن خمود است .