نيستند مىفرمايد كه هيچ حرجى و مشكلهاى بر آنها نيست .
و اما در مورد مرض روحى بسيار استعمال شده ، و 12 مرتبه « فى قلوبهم مرض » يك مرتبه « فى قلبه مرض » كه مجموعاً 13 مرتبه مىشود ، در قرآن استعمال شده است ، خطاب اين آيات معمولا به منافقين و شهوتپرستان است ، در اينجا هم سه نمونه ذكر مىكنيم :
1 - در آيات اول سوره بقره كه حالات منافقين را بيان مىكند ، چنين مىخوانيم : ( فى قُلُوبِهِمْ مَرضٌ فَزادهُمُ اللّهُ مَرضا ) آدم منافق انسان سالمى نيست ، او بيمار دل است ، خداوند انسان را بر فطرت واحد يگانهپرستى و يكرنگى آفريده ، و كسى كه شخصيت دوگانه پيدا كند ، و هر وقتى به سوئى متمايل شود ، و منافقانه عمل كند اين انسان از فطرت سليم خود به سقيم و از صحت به بيمارى افتاده است ، چنان كه طبيعت سالم انسانى اين است ، كه : با دو چشم خدادادى يك چيز را آنطورى كه هست ببيند ، پس اگر دوبين ( لوچ ) شد از مسير صحت به مسير بيمارى و از طبيعت سالم به غير سالم روى آورده است ، انسان در مسير زندگى خود چنان كه بر فطرت واحد آفريده شده بايد به سوى مقصد واحد كه خداوند واحد است ، حركت كند و رضاى او را در نظر داشته باشد ، اگر اين فطرت دستخوش حوادث گرديده ، و از حوادث به اثنينيت ( دوگانگى ) رسيد مسلماً هدف واحد او هم به وحدت خود ثابت نبوده ، و هدفش ارضاء دو گروه است ، نه خداوند يگانه . اگر در توحيد ذاتى و صفاتى و عبادى مشرك نباشد ( چنان كه منافقين صدر اسلام بودند ) مسلّماً در توحيد افعالى مشرك و ثَنَوى است ، يعنى معتقد است كه كارهاى او بايد از طريق اين دو گروهى باشد ، كه طالب رضاى آنها است ، و اگر رضايت آنها جلب نشود ، امور او بر زمين مىماند ، پس دوگانه پرست در افعال است ( ثنويه در افعال ) و چه مرضى از اين بالاتر .
2 - درباره منافقين و شهوتپرستان در سوره احزاب مىخوانيم : ( يَا نِسَاءَ
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 470
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٧٠