تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
نه هرگز گوهر از خود گوهرى يافت * كه هم‌سنگ سيه چون لعل مىتافت نه شاه از خود بشاهى باج گيرد * كه هر قلّاش خواهد تاج گيرد يكى يابد ز « تُؤتِى الملك » شاهى * كه گيرد حكمش از مه تا به ماهى يكى را خواند يهدى الله به درگاه * كه شد با دانش و دين از ره آگاه يكى را فضل ايزد راه ننمود * به رويش در ز لطف خاص نگشود كجا سودا به تدبير آورد سود ؟ * چنين گر بود هر كس بى زيان بود بسا كس در متاع خود زيان كرد * كه بس انديشه سود از جهان كرد بسا دانا كه نادان گشت در حال * چو آن سوداگر برگشته اقبال