تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
نشأت گرفته از وضوى باطنى ، يعنى توجه و عمل خالص است ، الفت برقرار كرده و سبب ثبات و استقامت سالك در دنيا و آخرت شوند ، كه در قرآن آمده ( يُثَبِّتُ اللهُ الَّذِينَ ءَآمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِى الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِى الْاخِرَةِ ) « 1 » پس اى برادر به جائى نرسى تا وقتى كه قصد دارى به دنيا رسى ، اسباب فريب دنيا بسيار است و از جمله آنها مال و اولاد و همسر است ، براى هر سه مطالب و نمونه‌هايى ذكر مىكنم تا با بصيرت عمل كنى .

مال دنيا :

گويند مرد صالحى در خدمت سلطان هند « خرم‌شاه » بود و درآمدش 400 هزار دينار ، و اين مقدار را انفاق مىكرد ، روزى سلطان باخبر شد و او را طلب كرده و گفت : شنيده‌ام ، كه : مال را دوست ندارى ؟ گفت : اشتباه مىكنيد زيرا بسيار حريص بر مال هستم ، واحدى از خواصّ تو احرص از من نيست ، زيرا اموالم را با خود تا آخرين دينارش را مىگيرم ، و آنها براى بعد از خود مىگذارند ، پس من كه خود مىگيرم و انفاق مىكنم ، حريص‌تر بر مال خود هستم . آرى به اين جهت است كه اولياء الهى اراده فقر مىكنند . يكى از پيشوايان معصوم عليهم‌السّلام فرمود : وقتى فقر به تو روى آورد بگو : « مرحباً بشعار الصالحين » و وقتى غنا و بىنيازى روى آورد ، بگو گناهى است كه عقوبتش به جلو افتاده و انّالله و انا اليه راجعون . طىّ كرن مسير سعادت و طريق مستقيم بدون دغدغه مشروط به سبكبار بودن از اموال دنيوى است حكايت شده كه عارفى با كيسه پولى به تنهائى سفر مىكرد ، در بين راه ترس بر او مستولى شد ، و توهم كرد كه شايد دزدانى به او حمله
هامش
( 1 ) . سوره ابراهيم ، آيه 27 .