كرده ، و اين كيسه سبب شود ، كه : جانش را هم از دست بدهد ، از اين روى كيسه را انداخت و با دلى مطمئن به راه افتاد ، از قضا مردى ديگر كه در همين مسير حركت مىكرد به كيسه پول رسيد ، و برداشت و پس از مدتى به آن عارف رسيده از او پرسيد اى برادر آيا اين طريق امن است ، گفت اگر آنچه من انداختم تو برداشتهاى نه ، و اگر برنداشتهاى آرى .
* * *
عشق اولاد و همسر
از اسباب فريب دنيا و وسيله آزمايش اراده انسانى حبّ افراطى به زن و فرزند و اولاد است ، مردى نزد على ( عليه السلام ) آمد و گفت : « الّلهم انّى اعوذبك من الفِتَن » : « خدايا از فتنهها و امتحانات به تو پناه مىبرم » حضرت فرمودند : « لا تَقُل هذا فان اولادك من الفتن » : « اين چنين مگوى كه فرزندان تو از فِتَن است » و از آنها نبايد به خدا پناه برى ، و سپس براى تأييد حرف خود به آيه قرآن استشهاد كردند كه : ( انَّما اموالُكُم و اولادُكُم فِتنة ) و فرمودند : « قُل اللهم انى اعوذبك من مضلات الفتن » : « بگو خدايا از لغزشگاههاى امتحانات به تو پناه مىبرم » يعنى امتحان هميشه هست و اين امرى اجتنابناپذير است ، ولى از خدا براى قبولى خود در امتحانات استمداد كنيد ، كه مردود نشويد .
گويند پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) روزى بر منبر خطبه مىخواندند و حسنين وارد مسجد شدند ، در حالى كه لباس نو به تن داشتند ، لباس حسين ( عليه السلام ) به پايش گيركرد و بر زمين خورد ، حضرت كه اين منظره را مشاهده كردند از منبر پائين آمده ، و هر دو را با خود بالاى منبر برده و نشاندند ، سپس به خطبه ادامه داده و فرمودند : « صدق الله حيث قال انما اموالكم و اولادكم فتنه و الله لمّا رأيت الحسين عثر به طرف ثوبه لم املك نفسى حتى وقعت عليه » :
« خداوند راست فرمود كه اموال و اولاد شما وسيله