تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
منعكس شده ، كه جاى عبرت دارد ، مرحوم شيخ حرّ عاملى در وسائل الشيعه و مرحوم شيخ انصارى در بحث ولايت مكاسب محرمه « 1 » خود آورده است ، امام صادق ( عليه السلام ) در قسمتى از جواب نامه نجاشى والى اهواز كه از حضرت طلب نصيحت كرده بود ، در مورد دنيا فرمودند ، پدرم از پدرانش از حسين بن على ( عليه السلام ) نقل مىكند كه مىفرمود : پدرم براى من نقل فرمود كه : روزى در بستانى از بساتين فدك « 2 » كار مىكردم در حالى كه فدك به فاطمه زهرا ( عليها السلام ) منتقل شده بود ، ناگهان زنى زيباروى بر من وارد شد ، در حالى كه من بيلى در دست داشته ، و مشغول اصلاح زمين بودم ، وقتى نظر من به او افتاد ، او را در زيبائى به « بُثَينَة بنت عامر » كه از زيباترين زنان قريش بود تشبيه كردم ، سپس او گفت اى پسر ابيطالب آيا با من ازدواج مىكنى ؟ تا تو را از اين بيل رهائى بخشم ، و تو را بر گنجهاى زمين راهنمائى كنم ، تا براى بقيه عمر تو و فرزندان تو باشد ، حضرت فرمودند : « تو كيستى ؟ تا خواستگاريت كنم » گفت من دنيا هستم ، فرمود « برو و همسر ديگرى برگزين » بعد حضرت مىفرمايد مشغول كار شدم ، و اين شعر را انشاء كردم . « 3 »
لقد خاب مَنْ غرّتْه دنيا دَنيِّة * و ما هى ان غرّت قرونا بنائل ( بطائل )
زيانكار است كسى كه دنياى پست او را فريب دهد ، و او نمىرسد به هدف اگر انسانهاى قرنهائى را بفريبد ( يعنى در فريفتن سيرائى ندارد .
هامش
( 1 ) . وسائل ، جلد 12 ، صفحه 153 - 150 و مكاسب ، صفحه 60 از نسخه‌هاى يك جلدى . ( 2 ) . فدك قريه‌اى از قريه‌هاى مدينه بوده كه در دست يهوديان بود ، فاصله آن تا مدينه به اندازه مسافت دو روز بود و رسول گرامى ( صلى الله عليه وآله ) و على ( عليه السلام ) آن را بدون جنگ فتح كرده و جزو انفال شد و پس از نزول آيه ( فَآت ذا القربى حقّه ) حضرت از جبرئيل پرسيدند ، ذو القربى كيست گفت فاطمه عليهاالسّلام و حضرت آن را به فاطمه عليهاالسّلام دادند ، ولى پس از رحلت حضرت رسول صلّى الله عليه و آله با قهر و غلبه مستردّ شد ( براى اطلاع بيشتر به انوار نعمانية ، جلد 1 ، صفحه 89 مراجعه شود ) . ( 3 ) . اين اشعار با اختلافى در كلمات آن نقل شده كه به نسخه‌اى بسنده كرده‌ايم .