خودش با دست خود براى رضاى خدا آب براى آنها كشيد ، و همين عمل بسيار كوچك موجب شد ، تا صاحب همسرى چون دختر شعيب پيامبر ( عليه السلام ) و خانه و كاشانهاى شود ، و از همه مهمتر در محضر شعيب پيامبر ( عليه السلام ) كه پيامبر مدين بود ، درس نبوت فرا گيرد .
نمونه ديگر « طوعه » است ، طوعه آن زن بزرگوارى است كه وقتى همه درها به روى مسلم بن عقيل ( عليه السلام ) ، آن مظلوم ، آن نماينده حجّت خدا حسين بن على ( عليه السلام ) بسته مىشود ، درب خانه او به روى باز مىگردد و به او پناه مىدهد ، وقتى حضرت مسلم ( عليه السلام ) وارد كوفه شد ، گذشته از مردان با شخصيت زنان بزرگى هم بودند ولى تاريخ نام طوعه را بر صفحات زرين خود به يادگار گذارده است ، آرى نام طوعه در تاريخ كوفه و كربلا به ياد دارد ، همه ساله در منابر نام اين زن برده مىشود و از او به نيكى ياد مىكنند ، فقط براى اينكه شبى مسلم سرگردان را پناه داد . بارى هر عمل خيرى اگرچه بسيار كوچك باشد ، باارزش و داراى جايگاه بلندى خواهد بود ، و در اين بازارا و تجارتخانه دنيا هرگز كَم نخواهد شد .
مرحوم الهى واله در ذيل اين فراز ( صبروا اياماً قصيره اعقبتهم راحة طويلة ) چنين مىسرايد :
جزاى صبر آنان يك دو روزى * بيامد راحت جاويد روزى
دو روزى صبر از اين لذات بايد * كه در پى راحت جاويدت آيد
شتابد چرخ افسونگر تو مشتاب * به صبر از لذت اكنون روى برتاب
در اقليم روان آسايش جان * رهين ترك شهوتهاست ميدان