يعنى عقل عَلَم مخالفت برافراشتهاند ، و در صدد كساد كسب و كار آنها برآمدهاند .
البته بايد اين را متذكر شوم كه : موفقيت در اين بازار نياز به توفيق الهى و فرا گرفتن آموزشهاى پيامبران و اولياء الهى دارد كه : ما جنسهاى خود را هر چه بيشتر بفروشيم ، و تا مىتوانيم تمام جيبهاى خود را از بهاى جنسها پر كنيم ، و با دستى پر بازار دنيا را بدون ناراحتى ترك كنيم ، چه بسا افراد بد و نيك وقتى از اين بازار خارج مىشوند ، ناراحت باشند ، همانند كسانى كه وارد غارى شوند ، و اشياء برّاقى را ببينند ، و عدهاى گويند اينها گوهرهاى شب چراغ است ، و عدهاى گويند نه ، آن عده كه منكرند ، گويند چرا دست خود و بار خود را سنگين كنيم ، و چيزى برنمىدارند ، و عدهاى گويند احتياطاً مقدارى برمىداريم ، وقتى بيرون مىآيند و در برابر پرتو خورشيد قرار مىگيرند ، متوجه مىشوند گوهر و درّ است ولى هر دو دسته ناراحتند دسته اول گويند : چرا نياورديم ، و دسته دوم گويند : چرا كم آوردهايد .
با اين توضيحات واضح مىشود كه خداوند همچون پدرى مهربان به انسانها سرمايه و زمينه كار و فعاليت داده و به آنها گفته ، تا با آموزشهاى پيامبران الهى و عقل هماهنگ شوند ، و سودى گران فراهم نمايند ، و در پايان هم من ، اجناسى را كه در اين مدّتِ مثلا 70 سال به دست آوردهايد ، خريدارم . حال چگونه كسانى كه سرمايه را از بين برده و جنسى براى عرضه ندارند ، توقع دارند بهائى دريافت كنند ؟ ! آنهائى كه دست خالى از اين بازار برمىگردند چگونه توقع سرور و نشاط دارند ؟ !
خدايا تو مىدانى ما در صدد بهرهبرى از سرمايهاى كه به ما عطا نمودى ، هستيم ، ولى گاهى چنان ضعيف النفس مىشويم ، كه به حرف دلالان مفسد گوش مىسپاريم ، و فريب جلوههاى ظاهرى و خوشزبانى آنها را مىخوريم ، ولى هرگز در صدد مخالفت با تو نبوده و نيستيم ،
چنان كه مىدانى محبوبترين چيزها كه ايمان به تو است را اختيار نموده و به تو سر سپردهايم . پس در اين موارد هم مثل همه موارد ديگر و مثل هميشه نيرومندمان گردان ، و از مهلكهها و دامهائى كه اين دلالان براى فريب ما گستردهاند ،
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 401
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٠١