قليلى است و هرگز نبايد طرف معامله با آن قرار گيرد . مزد به زحمت انداختن بدن در
مسير عبادت و بندگى بهشت است ، و بهاى روان و نفس آدمى كه قادر به تكامل و رسيدن به اوج صفات الهى است ، چيزى است كه براى ما هرگز قابل درك نيست . التذاذ روح در آخرت در جوار قرب حق و رضوان او كه ( رِضْوانُ الله اكبر ) شايد مقدار كمى از بهاى روح متكاملى است كه فروخته مىشود .
در حقيقت دو چيز عرضه كردهايم : 1 - جسم . 2 - نفس و روح ، اگر نفس مسير صحيح خود را طى كند ، بايد جسم را به عنوان مركبى براى رسيدن به مقامات عالى به كار گيرد ، مركبى كه چنين راهوار و رهرو به سوى خيرات باشد ، آنقدر ارزش دارد ، كه بهايش جنّت و خلد برين است . اگر چنين بهائى براى چنين مركبى پرداخت مىشود مسلّم است كه بهاى راكب قابل سنجش براى مقياس ذهنى ما نيست ، ولى همين قدر مسلم است كه مدت كمى زندگى در اين دنيا را با زندگى ابدى و جاودانى آخرت عوض كردهايم ، و مسلّماً از افرادى خواهيم بود ، كه از بازار دنيا با دستى پر خارج مىشويم ؛ البته اين ثمن حقيقى جسم و روح است ، ثمنى كه اگر داده شود ، فروشنده ضرر نكرده ، بلكه سود برده است ، ولى ثمن ديگرى هم هست كه بايد آن را ثمن بخس و ناچيز ناميد ، و آن لذت خيالى كمدنيا و به دست آوردن جهنم است ، كه : در حقيقت اين گونه فروشندگان فكر مىكنند لذت را اكتساب نمودهاند در حالى كه آنچه لذّت مىپندارند ، دفع و رفع الم و نگرانى است مثل اين كه غذاى مطبوع و آب سرد و گوارا مىنوشد و يا به مشتهيات جنسى مىپردازد ، و لذت مىبرد ، در حالى كه اين لذت نيست ، براى فرار از درد گرسنگى و تشنگى و طغيان شهوات چنين مىكند ، و وقتى آرام گرفت فكر مىكند لذّتى را درك كرده است ، ولى بايد بداند آنچه در پى آن در دنيا مىگردد در آخرت است و سراب دنيا را عوضى گرفته است ، امورى را كه لذت مىپندارد آب نمائى بيش نيست آرى چون حقيقت را نديده ره افسانه زدند . به قرينه ثمن حقيقى بايد
گفت : جهنم رفتن هم بهاى
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 399
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٩٩