الهى محقق خواهد شد ، و از اين رو مىبينيم با وجود صبر صفات دوازدهگانه بارور مىشود ، با اين تفسير بيان پيامبر گرامى ( صلى الله عليه وآله ) در تفسير ايمان كه فرمودند : « همان صبر است » ، بيشتر روشن شد ، يعنى اگر صبر نباشد اصلا ايمانى نيست پس در واقع صبر همان ايمان و ايمان همان صبر است .
از نكات ديگرى كه در اين آيه بود ، تحيّت و سلام است ، كه اين صابران از آن برخوردارند ، تحيّت و سلام از بهشتيان و فرشتگان ، چنان كه در آيه قبل آمده بود و مخصوصاً از طرف خداوند متعال چنان كه در آيه « 1 » 58 سوره يس آمده :
( سَلَامٌ قَوْلا مِّنْ رَّبّ رَّحِيم )
( براى آنها سلامى از سوى پروردگار رحيم است ) .
4 - ( وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ ) : « و قرار داديم از بنىاسرائيل پيشوايان را كه هدايت به امر ما مىكردند ( و اين مقام در اثر اين بود كه ) صبر كردند و يقين به آيات ما داشتند » . « 2 »
در اين آيه صبر را عاملى براى رسيدن به نبوت و امامت قرار داده ، و در تفسير اين آيه كه مراد از اين برگزيدگان انبيائى بودند كه در بنىاسرائيل به تدريج به درجه نبوّت رسيدند .
اينكه صبر را مقدم بر يقين انداخت ، شايد به اين جهت باشد ، كه : صبر ريشه تحصيل يقين است ، صبر در همه جوانب و به ويژه صبر بر عبادت نتيجهاش
هامش
( 1 ) . در اينكه آيا تحيّت و سلام در آيه دو معنى دارد يا يك معنى ؟ در ميان مفسران گفتگو است ولى با توجه به اينكه تحيّت در اصل به معنى دعا براى زندگى و حيات ديگرى است و سلام از ماده سلامت است و به معنى دعا براى كسى است ، بنابراين چنين نتيجه مىگيريم كه واژه اول به عنوان درخواست حيات است و واژه دوم براى توأم بودن اين حيات با سلامت است ، هر چند گاهى ممكن است اين دو كلمه به يك معنى بيايد . البته تحيّت در عرف معنى وسيعترى پيدا كرده و آن هرگونه سخنى است كه در آغاز ورود به كسى گويند و مايه خوشحالى و احترام و اظهار محبت نسبت به او مىباشد . ( تفسير نمونه ، جلد 15 ، صفحه 171 ) .
( 2 ) . سوره السجده ، آيه 24 .