چو قوتى يا بى و كهنه قبائى * بزن بر فرق گردون پشت پائى
جهان را سهل گير ار هوشمندى * منه بر پاى خود از حرص بندى
توئى مرغ سبك پرواز هشيار * در اين ره رو چو آگاهان سبكبار
سبكباران به منزلها رسيدند * كهن دزدان به غافلها رسيدند
سبكبارى نشاط اين جهان است * قناعت بى گمان گنج نهان است
ز دام حرص و شهوت رست بتوان * دَر صدگونه حاجت بست بتوان
هزاران حاجت از حرص آيدت پيش * قناعت كن ز محتاجى بينديش
زند چون حرصِ مرغى ، گربه را راه * در افتد سرنگون آن گربه در چاه
نياز دانه و آز تَنَعُّم * كِشد هر مرغ در دام تألّم
ز حرص آهوان ناگه در افتاد * پلنگى خشمگين بر جان صياد
تو نيز ار هوشمندى پند بنيوش * سبكتر بار حاجت گير بر دوش
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 337
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٣٧