نزاعها ، كشمكشها و تخاصمات است .
اكثر اين پيشامدها را بايد در كانال توجه بيش از حدّ به ثروت و انقطاع عاطفى نسبت به خويشاوندان جستجو كرد ، بىعنايتى به كسانى كه همچون بازوهاى كارسازى مىتوانند در هر لحظه و برهه زمانى يار و ياور و مددكارى مفيد باشند .
چرا ايجاد حوادث معلول طبيعى و منطقى جمع ثروت نباشد ؟ در حالى كه هر چه اموال بر هم انباشته گردد ، به همان نسبت فكر انسان در زندان محاسبات محبوس و زندانى مىگردد ؛ حتى در خواب هم فكر آزادى ندارد ، و دائماً مشغول به محاسبه در مورد ثروت و راههاى ازدياد و حفظ آن است .
اين حوادث و بلاها را انسان خود آفريننده است ، و مسلّماً خداوندى كه عالم به همه مكنونات است وقتى مشاهده كند ، كه بندهاى در راستاى اطاعت از فرامين او به بيچارهاى رسيدگى كرد چرا در وقت بيچارگى و گرفتارى حوادثى را كه از ناحيه غير او به او متوجه مىشود ، دفع نكند ؟
مگر مىشود چنين نكند كه پيامبرش فرمود :
« الخلقُ كلُّهم عيالُ الله و احَبّهم اليهِ انْفَعُهُم لَهُم » :
« خلق همه به منزله خاندان خدايند ، محبوبترين مردم در نزد خداوند سودمندترين مردم به خلق او مىباشند » . « 1 »
4 - آسان شدن حساب در روز قيامت : آسان گرفتن بر خلق خدا كه عيال او محسوب مىشوند و به ويژه آسان گرفتن بر نزديكان و كمك كردن بر آنها مسلّماً آسانى در آخرت را به دنبال دارد ، زندگى و حياتى كه بر محور آگاهى و معرفت دور زده و در آن هر فردى جلوهاى از جلوات الهى و رشحهاى از رشحات خداوندى به حساب
آيد ، و هر كمكى به فردى بر مبناى چنين ديدى انجام پذيرد ، حياتى معقول
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغه محمدتقى جعفرى ، جلد 5 ، صفحه 87 .