( الى كم كالبهائم انت هائم * و فى وقت الغنائم انت نائم )
« تا چند مثل چهارپايان متحير و سرگشتهاى ، و در وقت غنيمت در خوابى » .
آرى تا به كى در وقتى كه بايد مصداق « اذكرونى فى الخلوات اذكركم فى الفلوات » « 1 » و « اذكرونى فى الخلاء اذكركم فى الملأ الاعلى » « 2 » باشد در خواب و از ذكر و ياد او غافليم .
انسان به طور عادى به فرموده مولى اميرالمؤمنين على ( عليه السلام ) اگر 60 سال زندگى كند ، نصف عمر او را شبها نابود مىكند .
( اذا عاشَ الفَتى سِتّين عاما * فنِصْفُ العُمْر تَمْحَقه الليالى ) « 3 »
چگونه با پرخورى اكثر نيم ديگر را با دست خود به خواب مىرود ، و از استكمال محروم مىماند ، و باز عجب از پرخوران نيست كه ، عجب از افرادى است كه نيم از عمر را به دست شب سپرده ، و نيم روز را هم حتى بدون پرخورى در خواب مىگذرانند ، پس اينان را با استكمال ، چه ! ! اى كاش ما در زمره اينان نباشيم كه بيچارهايم و اگر هستيم و خود نمىدانيم ، اميد است ، با اينكه استكمالى حاصل نكرده و ستم بر نفس خود راندهايم ، مربى و پرورنده ما بادست عنايت خود تا رهايى فطرت ساكت و ساكن گشته ما را حركتى دهد تا نداى طنين افكن بيدارى با نوائى روحبخش و روحافزا گوش دل به خواب رفته ما را نوازشى دهد تا حداقل از نيم عمرى كه در روز بايد سپرى كنيم ، توشهاى از كمال برگيريم انشاءالله .
بايد آگاه بود كه در حال خطا فطرت بيدار به خواب رفته ، و گرنه امكان ندارد
هامش
( 1 ) . ( ياد كنيد مرا در مكانهاى خلوت تا شما را در بيابانهاى وسيعى كه فريادرسى نيست ياد كنم ) .
( 2 ) . ( ياد كنيد مرا در جاى خلوت تا ياد كنم شما را در ملأاعلى و جائى كه فريادرسى نيست ) .
( 3 ) . ( نقل از اسرار الحكم سبزوارى ، صفحه 540 ) .