تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
با فطرت بيدار و هوشيار ، خطائى از انسان تعمداً سر زند ، آنكه انسانى را به قتل رسانده و ظلمى روا مىدارد ، يا در برابر شهوات سر خم مىكند فطرتش اگر نمرده باشد ، به خواب رفته است ، در اين حال دست به هر كارى مىزند ، با نظارت عقل و فطرت نيست ، او عقل را مغلوب و به عالم بىخيالى و بى ادراكى فرستاده است ، او چشم عقل را در اين حال بسته است ، اگر تا نزديكِ خطائى رويم و متنبّه شويم از خواب بيدار شده‌ايم ، ولى بايد دانست اين بيدارى را بايد مديون محبت الهى بود ، چنان كه در مناجات شعبانيه آمده « الهى لم يكن لى حَولٌ فَانتَقلَ به عن مَعْصيَتك الّا فى وَقْت ايْقَظتَنى لمَحَبّتك » : « پروردگارا حول و قوه‌اى در خود نمىبينم كه به سبب آن از كنار معصيت تو بگذرم ، مگر در آن وقتى كه مرا براى محبت خود بيدار كردى ) . بارى پرهيزكاران شكم را از نان تهى مىكنند ، تا نهاد خود را از گوهرهاى گرانبها نباشته سازند ، آنان طفل جان را از شير شيطان گرفته ، و زمينه همرازى و همبازى با مَلَك را براى او فراهم مىكنند ، زيرا طفلى كه از شير شيطان تغذّى و وجودش استحكام و رشد يافته هرگز قابليت همرازى با فرشته را ندارد ، زيرا كه سنخيتى بين آنها نيست ، تا با هم و در كنار هم زندگى خود را بگذرانند ، كه ( السنخية علة الانضمام و الاجتماع ) . و به قول مولوى :
گر تو اين انبان زنان خالى كنى * پر ز گوهرهاى اجلالى كنى طفل جان از شير شيطان باز كن * بعد از آنش با ملك انباز كن
خلاصه بحث درباره اين فراز چنين شد كه دو وجه در « اجسادهم نحيفه » احتمال داده شد : 1 - عدم توجه به شكم‌پرستى و تن‌پرورى . 2 - كثرت روزه گرفتن ،