آرى اگر ميكروبها نبودند سلولها بيكار و سرگردان بوده و رشدى نداشتند ، پس اگر آنها را شرّ مىناميم شرّ نسبى است ، در بعضى مواقع كه ميكروبها زياد و در نتيجه بر مدافعان بدن غالب مىگردند بيمارى حاصل شده و گوئيم شر به ما روى آورده است .
بنابراين شرّ مطلق وجود ندارد بلكه نسبى و به قياس با ما چنين است و اين شرور نسبى لازم لاينفك نظام احسن است ، و هيچ گونه كم لطفى از طرف خالق اين نظام صورت نگرفته است ، غزالى گويد
« ليس فى الامكان ابْدَعُ ممّا كان » :
« نظامى زيباتر از نظام موجود امكان ندارد » حافظ نير با لحنى نغز و زيبا چنين سروده است :
پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت * آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد
مراد او اين است كه در نظر بى آلايش و پاك پير يعنى عارف كامل « كه جهان را به صورت يك واحد تجلّى حق مىبيند ، همه خطاها و نبايستنىها كه در ديدههاى محدود آشكار مىشود ، محو مىگردد ، جهان ظلّ حق و سايه حق است ، ذات حق جميل على الاطلاق و كامل على الاطلاق است ، ظلّ جميل ، جميل است ، محال است كه جميل نباشد ، در هر اندام زيبا اگر عضوى را تك و تنها ، بدون توجه به اينكه موقعيت عضوى دارد ، و با يك سلسله اعضاء ديگر مجموعاً يك اندام را تشكيل مىدهند ، مورد توجه قرار دهيم حقانيت و درستى و كمال او را درك نخواهيم كرد ، و احياناً فكر مىكنيم كه اگر به گونهاى ديگر بود بهتر بود ، اما همين كه با ديدى گسترده آن را به عنوان يك عضو در مجموعه يك اندام زيبا ببينيم ، نظر ما دگرگون مىگردد و آنچه قبلا نادرست و نبايستنى مىپنداشتيم به كلى محو مىگردد » . « 1 »
هامش
( 1 ) . عدل الهى ، چاپ صدرا ، صفحه 77 .