جنگ نمىكنيد و عصيان خدا را مىكنند و شما راضى هستيد » .
چقدر مولى زيبا مطالب را بيان مىكنند ، گويا مورد خطاب حضرت ، ما هستيم . بعضى مسلمانان به قدرى مردانگى و غيرت و حميّت خود را از دست دادهاند كه مورد خطاب حضرت در جاى ديگر اين خطبه قرار مىگيرند
« يا اشْباهَ الرّجالِ وَ لا رجالَ ، حُلُومُ الأطفالِ وَ عُقُولُ رَبَّاتِ الحِجالِ ، لَوَدِدْتُ أَنِّى لَمْ أَرَكُم أَعْرِفْكُم مَعرِفَةً و اللهِ جَرَّتْ نَدَماً وَ أَعْقَبَتْ سَدَما ، قاتَلَكُمُ اللهُ لَقَدْ مَلأَتُم قَلبى قَيْحاً و شَحَنْتُمْ صَدرِى غَيظاً وَ جَرَّعْتُمونِى نُغَبَ التَّهْمامِ أَنْفاساً » .
: « اى كسانى كه شبيه مردانيد ولى مرد نيستيد ( اى نامردانى كه آثار مردانگى در شما نيست ) اى كسانى كه عقل شما مانند عقل بچهها و زنهاى تازه به حجله رفته است ، دوست داشتم شما را نديده بودم و نشناخته بودم ، نتيجه اين معرفت ، به خدا قسم پشيمانى و اندوه بود ، خدا شما را بِكُشَد كه دل مرا پر از چرك كرديد دل مرا چركين كرديد و سينهام را مملو از خشم نموديد و در هر نَفَس پى در پى غم و اندوه به من خورانديد » حقيقتاً اگر بعضى از مسلمانان امروز در عصر حضرت مىزيستند ، نفرين حضرت به آنها متوجه مىشد زيرا با اعمالشان دل مبارك حضرت را چركين و سينه ايشان را آكنده از خشم و غضب مىكردند .
در برابر ظلم ظالمان و ستم ستمگران و جبر جباران و زور زورگويان بايد مقابله كرد ، و ايستاد ، اگرچه از پايدارى ما ناراحت شوند ، ولى بايد گفت اى ستمگران تاريخ از دست ما عصبانى باشيد و از اين عصبانيتتان بميريد كه راهى جز هلاكت و مرگ براى شما نمانده است .
بدانيد و آگاه باشيد كه رهبر ما على بن ابيطالب ( عليه السلام ) آن مردى است كه براى دفاع از اسلام و توحيد و براى مبارزه با ستم و شرك چنين مىفرمايد :
« لَقَدْ نَهَضْتُ فيها وَ مابَلَغتُ العِشرين وها انَا ذا قَدْ ذَرَّفْتُ على السِّتِّينَ » :
« قيام كردم در امر جنگ و مبارزه نمودم در
حالى كه به سنّ بيست سالگى نرسيده بودم و اكنون زياده از
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 277
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٧٧