مىفرمايند :
« وَ الزّهد فى الدنيا راحة القلب و البدن » :
« بى اعتنايى و كنارهگيرى از دنيا مايه راحتى قلب و روح و راحتى بدن و جسم است » در كلمات قصار مولى على ( عليه السلام ) هم آمده
« مَن اصبح على الدنيا حزيناً فَقَد أَصْبَح لِقضاء الله ساخطأ . . . و مَنَّ لَهِجَ قَلْبُهُ بِحُبِّ الدُّنيا التاط قَلْبُه مِنها بثلاث : هَم لا يُغبُه و حِرص لا يَتْرُكُهُ وَ امَل لا يُدركُه » :
« كسى كه براى ( به دست نياوردن كالاى ) دنيا اندوهگين شود به قضاء و قدر خدا خشمگين گشته است ، ( زيرا راضى نبودن به نصيب و بهره دنيا در حكم راضى نبودن به آن چيزى است كه خداوند مقدّر كرده است ) . . . و كسى كه قلب و دلش به دوستى دنيا شيفته گردد ، دلبسته شود از دنيا به سه چيز اندوهى كه از او جدا نگردد ( زيرا اگر نيابد اندوهگين باشد و اگر يافت براى افزونى و نگهدارى اندوه خورد ) و حرصى كه دست از او برنداشته و او را رها نمىكند و اميد و آرزويى كه هرگز آن را درك نمىكند . » « 1 »
2 - جواب مثبت دادن به خواستههاى شهوانى و اميال نفسانى ، در روايتى از رسول اكرم ( صلى الله عليه وآله ) آمده
« رُبَّ شهوة ساعة تُورثُ حُزناً طويلا » :
« چه بسا لحظهاى شهوت رانى موجب غم و اندوه طويلى مىشود » . « 2 »
اين غم هرگز راهى به دل متقيان ندارد ، زيرا تقوى و دورنگرى و عاقبتانديشى آنها مانع از غرق شدن در گرداب شهوات است . اين دو عامل از عوامل ايجاد حزن است و اما از جمله عوامل بقاء حزن هم دو عامل را متذكر مىشويم :
1 . چشم دوختن به آنچه در اختيار مردم است ، در روايتى از رسول اكرم ( صلى الله عليه وآله ) آمده :
« مَنْ نَظَرَ الى ما فى أيدى النّاس طال حُزنُه و دامَ أَسَفُه » :
« كسى كه نظر كند به آنچه در دست مردم است حزن او طولانى و تأسفش مداوم خواهد بود » « 3 » وقتى چشمش به ساختمان مدرنى مىافتد كنارش ايستاده و آه مىكشد ، كه چرا او ندارد ؟ !
هامش
( 1 ) . كلمه 219 از نهجالبلاغه فيضالاسلام و 228 از صبحى صالح .
( 2 ) . بحارالانوار ، جلد 77 ، صفحه 82 ، ميزان الحكمة ، جلد 2 ، صفحه 82 .
( 3 ) . بحارالانوار ، جلد 77 ، صفحه 172 ؛ ميزان الحكمه ، جلد 2 ، صفحه 393 .