تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
مىفرمايند : « وَ الزّهد فى الدنيا راحة القلب و البدن » : « بى اعتنايى و كناره‌گيرى از دنيا مايه راحتى قلب و روح و راحتى بدن و جسم است » در كلمات قصار مولى على ( عليه السلام ) هم آمده « مَن اصبح على الدنيا حزيناً فَقَد أَصْبَح لِقضاء الله ساخطأ . . . و مَنَّ لَهِجَ قَلْبُهُ بِحُبِّ الدُّنيا التاط قَلْبُه مِنها بثلاث : هَم لا يُغبُه و حِرص لا يَتْرُكُهُ وَ امَل لا يُدركُه » : « كسى كه براى ( به دست نياوردن كالاى ) دنيا اندوهگين شود به قضاء و قدر خدا خشمگين گشته است ، ( زيرا راضى نبودن به نصيب و بهره دنيا در حكم راضى نبودن به آن چيزى است كه خداوند مقدّر كرده است ) . . . و كسى كه قلب و دلش به دوستى دنيا شيفته گردد ، دلبسته شود از دنيا به سه چيز اندوهى كه از او جدا نگردد ( زيرا اگر نيابد اندوهگين باشد و اگر يافت براى افزونى و نگهدارى اندوه خورد ) و حرصى كه دست از او برنداشته و او را رها نمىكند و اميد و آرزويى كه هرگز آن را درك نمىكند . » « 1 » 2 - جواب مثبت دادن به خواسته‌هاى شهوانى و اميال نفسانى ، در روايتى از رسول اكرم ( صلى الله عليه وآله ) آمده « رُبَّ شهوة ساعة تُورثُ حُزناً طويلا » : « چه بسا لحظه‌اى شهوت رانى موجب غم و اندوه طويلى مىشود » . « 2 » اين غم هرگز راهى به دل متقيان ندارد ، زيرا تقوى و دورنگرى و عاقبت‌انديشى آنها مانع از غرق شدن در گرداب شهوات است . اين دو عامل از عوامل ايجاد حزن است و اما از جمله عوامل بقاء حزن هم دو عامل را متذكر مىشويم : 1 . چشم دوختن به آنچه در اختيار مردم است ، در روايتى از رسول اكرم ( صلى الله عليه وآله ) آمده : « مَنْ نَظَرَ الى ما فى أيدى النّاس طال حُزنُه و دامَ أَسَفُه » : « كسى كه نظر كند به آنچه در دست مردم است حزن او طولانى و تأسفش مداوم خواهد بود » « 3 » وقتى چشمش به ساختمان مدرنى مىافتد كنارش ايستاده و آه مىكشد ، كه چرا او ندارد ؟ !
هامش
( 1 ) . كلمه 219 از نهج‌البلاغه فيض‌الاسلام و 228 از صبحى صالح . ( 2 ) . بحارالانوار ، جلد 77 ، صفحه 82 ، ميزان الحكمة ، جلد 2 ، صفحه 82 . ( 3 ) . بحارالانوار ، جلد 77 ، صفحه 172 ؛ ميزان الحكمه ، جلد 2 ، صفحه 393 .