تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
يَضُرَّه طالَ حُزْنهُ و عَذَّبَ نَفْسَه » : « كسى كه خشم و غضب كند بر كسى كه قدرت ضرر زدن به او را ندارد ، اندوه خود را طولانى و نفس خود را در عذاب قرار داده است » « 1 » بنابر آنچه ذكر شد ، غم و اندوه به دو شاخه تقسيم مىشود : 1 - ممدوح ( غم سازنده ) كه از جمله اينها سه غم اول است . 2 - مذموم ( غم ويران كننده ) كه از جمله اينها چهار غم آخر است . حال چه كنيم تا غم فرساينده از ما رخت بربسته ، و غم سازنده جايگزين آن شود ؟ راهش اين است كه انديشه ما عوض شود . جهان‌بينىها ، سرچشمه ايدئولوژىهاى انسان است ، قرآن مىفرمايد : ( . . . انْفِقُوا مِمّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفِينَ فِيهِ . . . ) ( عليهم السلام ) « . . . انفاق كنيد از آنچه قرار داده شما را خليفه در آن چيز ( يعنى شما جانشين او در تصرف هستيد ) » « 2 » اين اموال امانت در دست شما است ، نه از آمدنش خوشحال و نه از رفتنش بدحال باشيد ، داستان معروفى است كه زن باايمانى كودكش از دست رفت ، و خواست به همسرش خبر دهد ، وقتى از سركار آمده به او گفت : اگر كسى امانتى نزد شما داشته باشد ، و درخواست آن را كرد ، چه مىكنيد ؟ گفت : ردّ مىكنم و اين وظيفه من است ، و جاى نگرانى و ناراحتى نيست زن گفت : پس بدان خداوند امانتى نزد ما داشت و آن را پس گرفت ، چه امانتى ؟ زن گفت : فرزند ما ، و بنابر گفته خودت ناراحتى ندارد . بله در اين گونه موارد ممكن است غم و اندوه باشد ، و جاى انكار هم نيست ، لكن حزنى سطحى است نه ريشه‌دار و كشنده ، اگر ديدگاه من نسبت به دنيا چنين باشد كه : « قَنْطَرَهٌ فَاعْبُروها و لا تسكنوها » : « پُلى است عبور كنيد از روى آن و ساكن نشويد » ناراحتى نسبت به حوادث هرگز پيش نخواهد آمد ، وقتى دنيا محل سكونت و اطراق فرض شود نه محلى براى عبور و گذر ، آن وقت جاى خوف است كه
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، جلد 77 ، صفحه 281 ؛ ميزان الحكمة ، جلد 2 ، صفحه 393 . ( 2 ) . سوره حديد ، آيه 8 .