آنها به آنچه جاهلان از آن وحشت دارند انس گرفتهاند در دنيا با بد نهايى زندگى مىكنند كه ارواحشان به جهان بالا پيوند دارد . آنها خلفاى الهى در زميناند و دعوت كنندگان به دين خدا . آه آه چقدر اشتياق ديدار آنها را دارم » . « 1 »
آرى از چيزهايى كه جاهلان از آن وحشت دارند ، ولى پرهيزكاران با آنها مأنوساند ، جاهلان از تنهايى خوف دارند ، و زمزمه زبان قلب آنها اين است ، خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو ، ولى متّقى گويد همرنگ جماعت شدنت رسوايى است ،
« لا تَسْتَوحشوا فى طَريقِ الهُدى لقِلّةِ اهلِه
» « 2 » : « در مسير هدايت و حق از كمى ياور احساس وحشت نكنيد » اگر همه در خط شرق و غرب هستند تو در مسير نه شرقى نه غربى سير كن و بمان و وحشت نداشته باش كه راه همين است و بس . پس روح ايمان يقين است ، بايد عبادت مرد تا به مقام يقين رسيد .
قرآن مىفرمايد : « وَاعْبُد رَبَّك حَتّى يَاْتَيَك اليَقينُ » « 3 » تفسير معروف اين كلام چنين است كه عبادت كن تا زمان مرگ ( يقين را كنايه از مرگ مىگيرد ) زيرا در آن لحظات انسان يقين مىكند ، كه تمام ابلاغات رُسُل و ائمه عليهمالسّلام حقيقت بوده است ، در آن لحظات شهود حاصل شده ، پردهها كنار رفته ، و حقايق را زير سايه نور يقين مىبيند ، مفسرين شاهدى بر اين تفسير كه يقين كنايه از مرگ است ذكر كردهاند ، و آن اين است : « كُنّا نُكذِّبُ بيَومِ الدِّينِ - حَتّى أَتانَا اليقينُ » « 4 » : « ما تكذيب قيامت را مىكرديم تا اينكه مرگ به سوى ما آمد » ( و در آن لحظه يقين به گفتار الهى كرديم ) .
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، كلمات قصار ، كلمه 139 فيضالاسلام و 147 صبحى صالح
( 2 ) . نهجالبلاغه ، خطبه 201 صبحى صالح - 192 فيضالاسلام .
( 3 ) . سوره حجر آيه 99 .
( 4 ) . سوره المدثّر آيات 46 و 47 .