تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
چه گلشن منظر زيباى دلبر * در آنجا خار گل ، خاشاك عنبر چه گلشن زانعكاس طلعت يار * هزاران باغ گل در هر سر خار خوشا آنان كه با دلهاى مسرور * نشينند اندر آن گلزار پر نور خوش آن آزاد مردان كز نكويى * بهشتى گشته جانهاشان تو گويى خوش آن ارواح پاك عرش پرواز * در آن باغ تجرّد نغمه پرداز به گلزار حيات جاودانى * چو گل ليك ايمن از باد خزانى نشسته روبروى يك دگرشاد * زهر رنج و غم و انديشه آزاد خوشا وقت خوش آن پاك جانها * بهشتى روى و عرشى آشيان‌ها
سپس در ذيل ( و هم و النار كمن قد رآها فهم فيها معذّبون ) گويد :
هم آنانرا تو گويى زآتش عشق * به طور دل فروزان تابش عشق عيان گرديده دوزخ زاشتياقش * چه دوزخ ؟ دوزخ دارالفراقش جهنمشان فراق آتش افروز * زند شعله بر آن دل‌هاى پرسوز